اعلام زمان و مکان راهپیمایی 22 بهمن سبزها در اهواز

پنج‌شنبه, فوریه 4th, 2010 | اخبار جنبش سبز | 1 نظر

شبکه جنبش راه سبز (جرس): گروه انقلاب سبز اهواز مسیر راهپیمائی 22 بهمن سبز در این شهر را راس ساعت 10 صبح در ابتدای خیابان نادری از سمت پل نادریاعلام کرد.

در اطلاعیه این گروه آمده است: از آنجائیکه خیابان نادری مرکزیت در شهر اهواز دارد و کوچه ها و فرعی های متعددی در آن وجود دارد و از طرفی امکان پیوستن مردمی هر چه بیشتر وجود دارد این مسیر انتخاب میگردد.بعضی از دوستان طی تماسهائی خواستار برگزاری این مراسم در کیانپارس شده بودند که با توجه به اینکه مسیر بسیار نامناسب بود و امکان تجمعات به هم پیوسته نیز کم بود تصمیم بر این شد که مسیر همان ابتدای خیابان نادری باشد.

حامیان سبز اهوازی در ادامه اطلاعیه خود تاکید کردند: چنانچه تجمع اعتراض آمیزمان با سرکب نیروهای پلیس و بسیج به خشونت کشیده شد و تجمع کنندگان را پراکنده کردند،توجه داشته باشید که باز به همان مسیر باید برگشت تا قدرت جنبش مردمی سبز را به حامیان کودتا نشان دهیم.با توجه به پتانسیل بالائی که بچه های اهواز در برنامه های مختلف قبلی از خود نشان داده اند بخصوص برنامه روز 13 آبان و 16 آذر،خواهشمند است در گروه های چند نفری به راهپیمائی بروند تا در صورت لزوم شرایط را برای راهپیمائی آماده کنند.

اطلاعیه می افزاید: همچنين برنامه جنبش براي 21 بهمن شعار الله اكبر ميباشد.دوستان شب قبل 22 بهمن بين ساعات 9 الي 10 شب همزمان و بصورت گسترده بر روي پشت بامها اقدام به سر دادن شعار الله اكبر مينمايند و عزيزان ميتوانند در مناطق مختلف اهواز آنها را همراهي كنند.تاكيد ميكنيم كه فيلم و گزارش تهيه شود و به ما ارسال نمائيد. خواهشمنداست بر روال همیشه خود خبرنگار خود باشید و عکس،کلیپ و مقالات خبری این روز حتما تهیه نمائید و برای ما ارسال کنید.توجه داشته باشید که تنها اخبار خود را به آدرس ایمیل:

[email protected]

درگیری پراکنده در مسجد قبای شیراز و زخمی شدن عده ای ازعزاداران

پنج‌شنبه, فوریه 4th, 2010 | اخبار جنبش سبز | 1 نظر

ایت الله دستغیب: اگر آنها به شما سنگ پرانی می کنند نهایت ذلّت خودشان را نشان می دهند

شبکه جنبش راه سبز (جرس):مسجد قبای شیراز شب گذشته شاهد درگیری میان هواداران آیت الله دستغیب از حامیان جنبش سبز و منتقدان دولت با نیروهای شبه نظامی بسیج بود.

در چند هفته های اخیر این مسجد بارها شاهد درگیری های پراکنده بود و حتی این مسجد یکبار نیز پلمپ شد. حامیان دولت نیز یکبار این مسجد را تصرف کردند و نام آنرا “امام خامنه ای” گذاشته بودند. از زمان آغاز درگیری ها در این مسجد آیت الله دستغیب در مسجد حضور نمی یابد اما هواداران و حامیان این روحانی ارشد شیراز همچنان در این مسجد حضور می یابند و به انجام فرائض دینی می پردازند.

سایت “برهان” که از آیت الله دستغیب هواداری می کند در خصوص درگیری های دیشب نوشت:” پس از نماز یکی از طلاب به ایراد سخنرانی پرداخت و در بخشی از سخنانشان با اشاره به اینکه متولی و همه کاره مسجد امام جماعت است و هر تصمیمی باید با جلب نظر امام جماعت باشد گفت: در رساله عملیه رهبری آمده است که: شخصی از ایشان سئوال می کند که اگر جنابعالی یک فتوایی داده باشید که با فتاوای سایر مراجع تفاوت داشت تکلیف ما در این موارد چه می باشد؟ رهبری در پاسخ می فرمایند: در فتاوای فردی خودتان به مرجع خود رجوع کنید اما در مسائل اجتماعی وکلان، حکم، حکم ولی امر مسلمین است (یعنی همان حکم حکومتی).”

گزارشگر این سایت می افزاید: ” عده ای خودسر که جمعیّتشان در حدود 20 الی 30 نفر بود طبق روال شبهای قبل شروع کردند به معرکه گیری وسر دادن شعار. اصحاب مسجد که شاهد چنین صحنه ای بودند با شعارهای : الله اکبر، یاحسین، حیدر، ابالفضل علمدار مرجع ما نگهدار، هیهان من الذلة، خونی که در رگ ماست هدیه به مرجع ماست ،شروع به سر دادن شعار کردند بطوری که صدای این اقلّیت خودسر به گوش نمی رسید. خانواده های شهدا با در دست گرفتن عکس عزیزانشان گرداگرد این عده طواف می کردند وبا شعار یا حسین یا حسین به عزاداری پرداختند وباعث پراکندگی این جمع و در نهایت خروج آنها از مسجد شدند.”

اما در مقابل این گروه که بشدّت عصبانی شده بودند و فکر نمی کردند که با عزاداری و یا حسین یا حسین آنها را به بیرون هدایت کنند(چون قریب به یک ماه بود که اینها می آمدند وشعارشان را می دادند بدون اینکه برخوردی با آنها صورت گیرد) در بیرون مسجد شروع کردند به شعار دادن علیه مرجعیّت واصحاب مسجد و در اقدامی دیگر به سوی اصحاب مسجد سنگ پرانی کردند که متاسفانه این اقدامات خودسرانه موجب مصدومیت چند نفری از طلاب و اصحاب مسجد شد. اصحاب مسجد برای در امان ماندن از این سنگ پرانی به شبستان مسجد بازمی گردند که در همین هنگام بود که حضرت آیت الله دستغیب در تماس تلفنی خطاب به اصحاب مسجد گفت:

اگر آنها به شما سنگ پرانی می کنند نهایت ذلّت خودشان را نشان می دهند اینها تکیه گاهی ندارند اما تکیه گاه شما خدایتعالی است شما هم خیلی مواظب باشید و خیلی خودتان را بگیرید و اگر کسی از شما زخمی شده است با مدارکی که ارائه می دهید از آنها شکایت کنید امیدوارم به حق محمد و آل محمد که پیروز باشید هم در دنیا و هم در آخرت و ذلّت هم برای دشمنان شما باشد ببرکت صلوات بر محمد وآل محمد.

درگیری ها تا حوالی ساعت 10 شب گذشته ادامه داشته که در نهایت نیروی انتظامی جمع حاضر را که اقدام به سنگ پرانی می کردند متقاعد می کند که متفرق شوند.

فوری // فردا مراسم چهلم شهید سید علی موسوی حبیبی با حضور مهندس موسوی در بهشت زهرا برگزار می‌شود

چهارشنبه, فوریه 3rd, 2010 | اخبار جنبش سبز | 2 نظر

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سایتک فردا پنجشنبه مورخ 15 بهمن 1388 ساعت 14 مراسم چهلم شهید سید علی موسوی حبیبی ، خواهرزاده مهندس موسوی با حضور مهندس موسوی در قطعه 9 بهشت زهرای تهران برگزار خواهد شد.

مطمئنا خانواده شهید سید علی موسوی از حضور گرم شما عزیزان خوشحال و دلگرم خواهند شد.

لازم به ذکر است پس از این مراسم از ساعت 18 مراسم ختمي نيز در منزل پدر شهيد موسوي واقع در خیابان ولیعصر – ميدان منيريه (کوچه آموزش و پرورش منطقه 11) برگزار مي گردد.

بدلیل کمبود وقت خواهشمندیم این مطلب را بصورت گسترده اطلاع رسانی کنید وو آن را به شبکه‌های اجتماعی ارسال کنید.

// اخبار تکمیلی و گزارشات این مراسم متعاقبا از طریق همین پایگاه به اطلاع شما عزیزان خواهد رسید.

شورای هماهنگی جبهه اصلاحات: با نمادهای سبز در راهپیمایی 22 بهمن می آییم

چهارشنبه, فوریه 3rd, 2010 | اخبار جنبش سبز | بدون نظر

شبکه جنبش راه سبز (جرس): شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با صدور بیانیه ای، از اقشار مختلف مردم برای شرکت پرشور و همراه با نمادهای سبز در راهپیمایی ۲۲ بهمن دعوت کرد.

در این بیانیه که خطاب به مردم منتشر شده آمده است: شما مي دانيد كه وحدت و يكپارچگي كشور و اعتماد به مسئولين، به رغم تنوع و تكثر در انديشه، اقوام، مذاهب و سلايق جناح هاي مختلف سياسي، با و جود برخي موانع سبب گرديد تا بحران هاي مختلف كه جنگ تحميلي مهم ترين آن بود با رهبري بي نظير امام خميني(ره) و همراهي قاطع مردم يكي پس از ديگري پشت سر نهاده شود. رمز و راز اين توفيق، همراهي ملت با دولت و فقدان دوگانگي و شكاف بين آنها بود. دولت خود را از ملت و متقابلاً ملت هم دولت را از خود مي دانست تا آنجا كه صفت دولت خدمتگذار توسط آن يار سفر كرده به دولت جناب مهندس ميرحسين موسوي اطلاق گرديد و ملت ايران را بهتر از مردم مسلمان در صدر اسلام ناميدند. همچنين مجلسي كه برآمده از رأي مردم و مواضع بر حق آنها بود، با وجود مشكلات ناشي از جنگ، تحريم ها و بحران هاي اقتصادي، ذره اي در انجام وظايف نظارتي خود مماشات نمي ورزيد و از همين رو بود كه امام مجلس را در رأس امور مي خواست و مي دانست.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات در این بیانیه آورده است: مي آييم تا نشان دهيم جنبش سبز با آگاهي سياسي و توانايي، در عين حال با نجابت اجتماعي و با نفي هرگونه خشونت، با اصول و ارزش هاي ملي و ديني عجين بوده و حقوق مصرح در قانون اساسي را مطالبه مي نمايد. مي آييم تا با صدايي رسا فرياد خويش را به گوش رفيق و رقيب و دوست و دشمن برسانيم كه جنبش سبز همچنانكه بزرگان انقلاب چون آقايان خاتمي ، كروبي و ميرحسين موسوي اعلام نموده اند، مدافع استقلال و بي نياز از حمايت و دخالت بيگانه است و با اتكا به قدرت خدادادي ملت براي احيا و حفظ ارزش ها، اجراي قانون. آزادي ملت، تعميق دين و نجات جامعه، از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد كرد.

در این بیانیه تاکید شده است: در ۲۲ بهمن با نماد سبز مي آييم تا اعلام نماييم وا اسفا از تنگ نظري و كوته بيني كوچكاني كه بر صدر نشسته اند و هر معترض و منتقدي را عامل بيگانه و فريب خورده و برانداز مي دانـند و هـر انتـقادي را تـخريب، كـه ظرفيـت انقـلاب اسـلامي و پويايي آن در گرو تضارب انديشه و افكار است و نابودي كشور، سرنوشت محتوم سيستم هاي تك صدايي. مي آييم تا فرياد زنيم زندانيان سياسي كه اكثراً فجرآفرينان بهمن ۵۷ بودند را آزاد كنيد و به جاي زندان و برخورد و خشونت با ملت، به اصول و آرمان ها برگرديد، به اجراي قانون همت گماريد و به جاي توهم توطئه به تحليل عملكرد خود و نهادهاي همسو همت گماريد، كه آيينه چون نقش تو بنمود راست، خودشكن آيينه شكستن خطاست. مي آييم تا همه با هم فرياد كنيم كه انگ بي ديني و تهمت بيگانه خواهي و دروغ انقلاب مخملي وصله هاي ناچسبند براي جنبش سبز كه صد البته از خصايص ذاتي حاكميت هاي قانون گريز و فرافكن و هنجارشكن و عوام فريب است كه با روش هاي نخ نما شده چون كارناوال عاشورا و پاره كردن عكس و …، ملت را متهم به اخلالگري و اغتشاش كند.

شوای هماهنگی جبهه اصلاحات متشکل از گروهها و احزاب اصلاح طلب است که اسامی امضا کنندگان این بیاینه به این شرح است:

۱) حزب مشاركت ايران اسلامي.
۲) سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران.
۳) مجمع نمايندگان ادوار مجلس.
۴) انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه ها.
۵) مجمع دانش آموختگان ايران اسلامي.
۶) حزب اسلامي كار.
۷) مجمع نيروهاي خط امام.
۸) حزب اراده ملت ايران.
۹) حزب جوانان ايران اسلامي.
۱۰) حزب مردم سالاري.
۱۱) انجمن اسلامي معلمان ايران.
۱۲) انجمن اسلامي مهندسان ايران.
۱۳) حزب كارگزاران ايران اسلامي.
۱۴) انجمن روزنامه نگاران زن ايران.
۱۵) مجمع فرهنگيان ايران اسلامي.
۱۶) حزب همبستگي.
۱۷) مجمع مدرسين و محققين حوزة علمية قم.

علت مرگ پزشک کهریزک مسمومیت دارویی اعلام شد

چهارشنبه, فوریه 3rd, 2010 | اخبار جنبش سبز | بدون نظر

جنبش راه سبز (جرس): رییس سازمان پزشکی قانونی کشور گفت: سازمان علت فوت پزشک وظیفه کهریزک را مسمومیت دارویی اعلام کرده اما از اینکه ایشان به قتل رسیده یا اقدام به خودکشی کرده است،خبری ندارم.

حسن عابدی در گفت‌و‌گو با ایلنا در خصوص علت فوت پزشک کهریزک گفت: همانطور که در گذشته نیز از طریق مقامات قضایی اعلام شد ،پزشکی قانونی علت مرگ پزشک کهریزک را مسمومیت دارویی تشخیص داده و نتیجه آن را به مرجع قضایی اعلام کرده است.

وی در پاسخ به این پرسش که سازمان پزشکی قانونی کشور مرگ پزشک کهریزک را خودکشی یا قتل تشخیص داده است،اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت: از خودکشی یا به قتل رسیدن پزشک کهریزک خبری ندارم و این موضوع را باید از مرجع قضایی یا قاضی رسیدگی کننده به پرونده جویا شد.

رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه کهریزک، در استراحتگاه خود در ساختمان بهداری نیروی انتظامی تهران بزرگ درگذشت. مقام‌های مسئول، ابتدا علت مرگ وی را سکته قلبی در خواب و سپس خودکشی عنوان کرده‌ بودند.

براساس گزارش ها این پزشک ۲۶ ساله در بازداشتگاه کهریزک، چند تن از قربانیان از جمله محسن روح‌الامینی را پیش از مرگ معاینه کرده بود.

بسیاری از نمایندگان مجلس با تاکید بر مشکوک بودن مرگ پزشک کهریزک خواستار بررسی علت مرگ او در کمیته حقیقت یاب مجلس شده بودند.

جزئیاتی از نامه خاتمی به سید علی خامنه ای

چهارشنبه, فوریه 3rd, 2010 | اخبار جنبش سبز | بدون نظر

شبکه جنبش راه سبز (جرس): سایت پارلمان نیوز متعلق به فراکسیون اصلاح طلبان مجلس هشتم جزئیات تازه ای از نامه 9 صحفه ای سید محمد خاتمی به رهبر جمهوری اسلامی را منتشر کرد.

این سایت در ابتدا با اشاره به خبرهای قبلی در خصوص این نامه نوشت: ابتدا رئیس دولت اصلاحات در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی در دیدار با شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران گفت:«در روزهای اخیرمطالبی را به من نسبت می‌دهند كه نامه‌ای به رهبری نوشته‌ام و بعد هم مطالبی را به رهبری نسبت می‌دهند كه فلان موضع رادر قبال آن گرفته‌اند، نمی‌دانم به چه دلیلی و با چه جراتی هر دروغی را می‌گویند.آدم باید پناه ببرد به خدا از این دروغ و جعل و بدتر اینکه به نام نظام انجام شود.»

در ادامه این گزارش آمده است: اما روند انتشار اخبار نادرست درباره این نامه متوقف نشد تا اینکه خاتمی در آستانه دهه مبارک فجر در جمع اعضای شورای مرکزی خانه احزاب اظهار داشت:« بعضی‌ها ولایت دارند كه دروغ بگویند فلانی نامه نوشته؛در نامه فلان چیز آمده ؛اصلا نه كسی از محتوای آن خبر دارد و نه اصلا چنین چیزهایی وجود داشته بعد همان‌ها می‌خواهند با جوسازی فضا را به گونه‌ای جلوه دهند که ‌که افرادی که این افتخار را داشتند که مورد توجه مردم بوده‌اند با هم اختلاف دارند و بگویند که اینها با هم اختلاف دارند كه اصلا این طور نیست.»

این سایت در ادامه بر اساس اطلاعات موثق خود می نویسد : نامه مورد اشاره از سوی خاتمی نوشته شده است اما در آذر ماه و نه با محتوایی که در این رسانه‌ها آمده است. خاتمی اوایل ماه مبارک رمضان این نامه را در 9 صفحه به صورت محرمانه خطاب به رهبری نگاشته است. این نامه توسط یکی از نزدیکان به دست رهبری رسیده و وی نیز این نامه که تحلیل جامعی از حوادث روز و بعد از انتخابات و ریشه‌های آن بوده است را مطالعه کرد.

سیدمحمد خاتمی در پایان این نامه در مفادی راه‌حل‌های پیشنهادی خود برای برون رفت از وضعیت آن زمان کشور را به آیت‌الله خامنه‌ای اعلام کرده بود.

رئیس‌جمهور سابق کشورمان که از انتشار اخبار نادرست و تفسیرهای نادرست‌تر از این نامه صورت گرفته است، بسیار گلایه‌مند است، درباره جزئیات این نامه و پاسخ داده شده تاکنون صحبتی نکرده است و تاکید کرده که این نامه به صورت محرمانه و نه عمومی برای ایشان ارسال شده است و صحیح و اخلاقی نیست که جزئیات و مفاد این نامه از جانب او منتشر شود.

کروبی: تمکین به خواست ملت و به رسمیت شناختن حقوق آنان راه خروج از بحران موجود است

چهارشنبه, فوریه 3rd, 2010 | اخبار جنبش سبز | 1 نظر

استمداد از مراجع تقلید: به داد اسلام و مردم برسید

شبکه جنبش راه سبز (جرس): مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی و از رهبران جنبش سبز با صدور بیانیه ای ضمن دعوت از مردم برای حضور در راهپیمایی گسترده در راهپیمایی 22 بهمن تاکید کرد:قانون اساسی دستوری است که ملت به حاکم می دهد و آن حاکم اگر بر طبق آن عمل نکرد ظالم و متعدی و لازم الرفع است.

پیوند ناگسستنی کروبی با مردم

در ابتدای این بیانیه آمده است: اکنون که در آستانه ۲۲ بهمن و سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام هستیم، لازم دانستم ضمن گرامیداشت این روز و اداء احترام به شهیدان که استقلال و آزادی را توامان با جمهوری اسلامی طلب می کردند، به عنوان خدمتگزاری کوچک که در تمام فراز و نشیب های نیم قرن گذشته حضور فعالی داشتم، نکاتی چند را با شما صاحبان اصلی این انقلاب ، نظام و کشور در میان گذارم. با این امید که مسئولان محترم مخصوصا دلسوزان نظام عاقلانه، عادلانه، منصفانه و به دور از حب و بغض های سیاسی، جریانی و جناحی به آن توجه نمایند. به ویژه آنکه مهدی کروبی از لحاظ سن و سال دیگر در وضعیتی نیست که رفتار او را بتوان با انگیزه های سیاسی و رسیدن به پست و مقام و امور دنیوی تخطئه نمود. اگر در پی آن بودم باید عافیت طلبی پیشه نموده و افسار اشتر سرکش سیاست ایران را رها و از حقوق مردم و آنچه بر ملک و ملت می گذرد، سخنی نگویم و دلشاد و سرخوش از گنجینه خاطرات گذشته ام آرام و بی دغدغه اندوخته اسلامی و انقلابی و مردمی پنجاه ساله خود را در معرض حراج گذاشته و در قبال فروش آن، زندگی آسوده ای را فراهم می کردم و مورد احترام ارباب قدرت قرار می گرفتم. ولی چنین رفتاری از جوانمردی و مسلمانی به دور است و من حیات و ممات خود را متعلق به اسلام، ایران و مردم می دانم. بزرگترین افتخار من این است که بنده خدا، فرزند ایران و سرباز مردم بوده و خواهم بود، لذا سکوت و یا جدایی از مردم و بی توجهی به منافع ملی را نه تنها جفا دانسته بلکه با تاکید بر ارزش های دینی و آرمان های بلند مردم و امام، متبلور در قانون اساسی به دفاع از حقوق شرعی و قانونی و آزادی های مشروع مردم پرداخته وخواهم پرداخت. این پیمان ناگسستنی مهدی کروبی با ملت بزرگ ایران است. اکنون توجه برادران و خواهران عزیز را به چند نکته مهم جلب می نمایم.

حاکمی که به قانون اساسی عمل نکند ظالم است

کروبی در ادامه این بیانیه مردم را به حضور در راهپیمایی روز 22 بهمن دعوت کرد و نوشت: همه با هم، آرام و با صلابت در سالروز ۲۲بهمن که یادآور تجلی باور دینی و عزم ملی مردم شریف ایران و نقطه عطفی در تاریخ پر افتخار کشورمان است، در راهپیمائی شرکت می کنیم. این روز به هیچ گروه خاصی تعلق ندارد و روز افتخار و سربلندی تمام ملت ایران است. در این روز می کوشیم تا دستاوردها و آرمان های امیدبخش که برخی از آن یا به فراموشی سپرده شده و یا به انحراف رفته را با صبر و استقامت و پرهیز از خشونت زبانی و فیزیکی مطالبه کنیم. این مطالبات قانونی حق مردم است که در انقلاب ۵۷ عهد مردم و با جمهوری اسلامی بوده است و این روزها صاحبان قدرت آن را در صندوق خانه قدرت پنهان ساخته اند. ۲۲ بهمن در یک کلام روز مردم است. شهید آیت الله مدرس در ارتباط با پیمان مردم و حکومت بعد از بیان مرتبه ولایت پیامبر و معصومین که ماموریت مستقیم الهی دارند به زیبائی می گوید: یک مرتبه مثل زمان ما که این طور پیش آمده است آن حاکم و سائس از جانب ملت است ، در این صورت وظیفه او اجرای دستوری است که ملت به او می دهد و هر دستوری از تعمیر بلاد و تامین عباد این ملت … قانون اساسی دستوری است که ملت به آن شخص می دهد و آن حاکم و سائس اگر بر طبق آن عمل نکرد ظالم و متعدی و لازم الرفع است.

استمداد از مراجع تقلید؛ تا دیر نشدده به داد مردم و اسلام برسید

دبیر کل حزب اعتماد ملی افزود: در حالی به استقبال سالروز ۲۲ بهمن امسال می رویم که دو رکن جمهوریت و اسلامیت نظام بشدت زیر سوال رفته است. انتخابات ریاست جمهوری دهم همراه شد با مهندسی آرای مردم. پاسخ سوال ساده مردم در راهپیمایی عظیم سکوت ۲۵ خرداد و پس از آن (رای من کو) با خشونت و سرکوب مواجه و موجب شکسته شدن دیوارهای اعتماد میان مردم و حاکمیت شد. این امر بستری را بوجود آورد که میراث امام خمینی و خون بهای شهیدان با بزرگترین چالش سه دهه اخیر روبرو گردد. مردم خوب می دانند و مسئولان نیز باید بدانند که راه حل مشکلات پیش آمده نه پاک کردن صورت مساله است و نه داغ و درفش. باید مردم را در امور کشور و مطالبه حقوق شان جدی گرفت و همراه مردم و در جهت خواست و منافع و مصالح آنان حرکت نمود. سرکوب، بازداشت و زندان فله ای فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و دانشجویان، دادگاه های نمایشی، اعدام و اعمال مجازات های سنگین و ایجاد فضای امنیتی راهکار مناسبی برای مهار آنچه رخ داده و می دهد نیست. تمکین به خواست ملت و به رسمیت شناختن حقوق آنان راه خروج از بحران موجود است. من از مراجع بزرگ تقلید و علمای اعلام و حوزه های علمیه و تمام رجال و شخصیت های معتبر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و نیز از عقلای بزرگ قوم از سر دلسوزی درخواست می کنم تا دیر نشده بدور از مشاجرات لفظی بی حاصل، با ارائه طرح های واقع بینانه به داد اسلام و مردم برسند. مراجع معزز میدانند که آنچه امروز بر این کشور و مردم می گذرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم، بنام اسلام و تشیع و روحانیت است. بنابراین هر کس به اندازه توانش باید از آبروی اسلام و حقوق مردم دفاع کند. متولیان امر هم شیوه و روش خود را عوض کنند و بدانند که نه سکوت و عقب نشینی ما و نه تهدید و ارعاب و خشونت آنان مشکل را حل نمی کند.

تبعیض و فساد دولتی علیرغم شعار عدالت و مهرورزی

بیانیه در ادامه می افزاید: در این روزها مردم این صاحبان اصلی انقلاب بدلائل متعددی از جمله اقتصادی، سیاسی و امنیتی و بویژه بی توجهی به حقوق شهروندی شرایط سختی را می گذرانند. انکار این شرایط ، حقیقت و واقعیت را تغییر نمی دهد ولو آنکه نام آن را عده ای “فتنه” و عده ای دیگر “بحران” و یا واژه ای دیگر بگذارند. یکی از بزرگترین مشکلات امروز کشور همین انکار مشکلات یا دلخوش نمودن به نام های دیگر است. حضرات نه تنها تلاش می کنند معضل را نبینند و آن را نپذیرند بلکه سعی می کنند واقعیت های تلخ موجود را با شبیه سازی های ناشیانه و بچگانه وارونه جلوه دهند. فلذا قدمی در جهت علاج آن بر نمی دارند. درحالی که از اداره امور ساده کشور درمانده اند، ادعای اداره امور جهان را دارند. افزایش مشکلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اخلاقی صدای دوستان و هم پیمانان مجلسی خودشان را درآورده و علیرغم شعار “عدالت و مهرورزی و خدمت به بندگان خدا” نابرابری و تبعیض در جامعه موج می زند. تبعیض و فساد دولتی بحدی افزایش یافته که بنا بر آخرین آمارهای بین المللی کشورمان دراین امر با سقوط معنی داری در رتبه ۱۶۸ کشور دنیا قرار گرفته است.

راهکارها

کروبی نوشت: متاسفانه علیرغم آموزه های اسلام فضای جامعه آکنده از تزویر، چاپلوسی، دروغ و رواج مدح و ثنا گردیده است. از یک سو متملقان پست و از سویی دیگر افراطی های بی مایه میانداری می کنند و عرصه را بر عالمان و اندیشمندان و عقلا تنگ نموده و بازار تهمت و افترا و هتک حرمت چنان داغ شده که ارکان نظام، انقلاب و یاران با وفای امام از باران گستاخی ها در امان نیستند. بی هویت های خشک مغز با چشمان بسته و دهان های باز در کمال امنیت، بدون پروا مداحی و خودفروشی می کنند و با ایراد تهمت و افترا عرصه را بر پاکان و نیکان تنگ کرده که از این آشفته بازار باید به خدا پناه برد. به یاد داریم که امام امت نه تنها در حفظ آبرو و شئون همگان با تمام وجود مراقبت می فرمود بلکه حتی مدح و ثنای چهره های شناخته شده و عالی مقام را بر نمی تافت و نهیب می زد که نفس انسان سرکش و طغیانگر است. از این تعریف و تمجید و تعارض ها با من نکنید مبادا وسوسه شده و باورم شود. اگر دنبال راه حل اصولی هستیم باید:

• بر دهان ثناگویان متملق خاک ریخت و دست و زبان و قلم خشونت گرایان بی سرمایه مهار و کنترل شود و بازار دین فروشی و انحصار طلبی طرد گردد.

• تمام اصول قانون اساسی بطور کامل اجرا گردد و حق انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان در همه انتخابات ها از مجلس خبرگان رهبری گرفته تا مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری رعایت شود. بدعت زشت شورای نگهبان که تمام ایرانیان از جمله چهره های شاخص و شناخته شده را به ساتور نظارت استصوابی می سپارد باید حذف گردد. میزان باید فقط رای ملت باشد نه گزینش و مهندسی آرای مردم بر اساس سلایق عده ای خاص. من مطمئن هستم مردم شریف ایران با عنایت به فضای مذهبی قطعا افراد صالح، سالم، متعهد و متخصص را بر مصدر امور خواهند نشاند.

• آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی

• فضای باز مطبوعات و به رسمیت شناختن نقد و نقادی و بازگرداندن آرامش به دانشگاه ها تحقق یابد

• فضای امنیتی و جو پلیسی و محیط رعب و وحشت برداشته شود، در این فضا بستر وحدت و همکاری نیست.

هشدار نسبت به حضور نفوذی ها در جنبش سبز ملت

و صد البته که در این صورت بایدهای فراوانی هم متوجه جریان معترض که در حال حاضر از فرط مظلومیت سکوت پیشه نموده اند خواهد بود. هشدار که مبادا تمامیت خواهان شما را به ساختار شکنی وادار نموده که این امر خواست مخالفان و دشمنان حرکت مسالمت آمیز شماست. رفتن در فضای خشونت و یا گرفتار شدن در فضایی که ممکن است خود به نام شما طراحی کرده و مرتکب رفتاری خلاف مصلحت و مقررات شوند، خواست سرکوبگران بی منطق است. هشدار که مبادا عوامل نفوذی و بیگانگان و اجانب در صفوف شما رخنه نموده و ارزش های دینی و اخلاقی و ملی را خدشه دار نمایند.

من رسما اعلام می کنم دوستان و یاران ما از مقدمات و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم و سرنوشت رای شان سوال داشتند. آنان حقوقی شرعی و قانونی خود را با تاکید بر اسلام و نظام و منافع ملی آنهم با سکوت و آرامش مطالبه نمودند که جا دارد از عوامل اجرایی، نظارتی، امنیتی، پلیسی و رسانه ای سوال شود که چه کردید که چنین شد و چرا کار به اینجا کشید؟ آیا افق آینده اینگونه رفتارها و برخوردها را مورد مطالعه قرار داده اید؟

فصل مشترک جنبش سبز و هشدار نسبت به طرح مباحث انحرافی

در آخرکروبی می افزاید که لازم است مردم عزیز خصوصا قشر تحصیل کرده و طبقه جوان توجه داشته باشند که آنچه امروز به نام جنبش اعتراضی در جامعه جریان دارد یک ایدئولوژی فراگیر نیست که خط کشی های سفت و سخت داشته باشد و افراد را بر اساس آن گزینش نموده و مسئولیت رفتار تمام حاضران در آن را بپذیرند. این جنبش برای دفاع از عقیده یا مرام سیاسی و دینی خاصی نیست طبعا افراد موجود در آن دارای آرا و عقاید گوناگونی هستند که هر یک از ما می توانیم با آنها موافق یا مخالف باشیم. فصل مشترک این جنبش استیفای حق رای، انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات، آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی، اصلاح شیوه حکومت داری و قانون مداری و رعایت حقوق شهروندی مردم است. بدون شک بالا بردن مطالبات و انحراف از اهداف ذکر شده دست آویزی برای سرکوب خشن این حرکت می گردد. لذا من به عنوان پدری پیر به جوانان عزیز و به عنوان برادری سرد و گرم چشیده و آب از سر گذشته به پیران و میان سالان عرض می کنم طرح مباحث دیگر به جز خواسته بحق و قانونی، انحراف از مسیر است و این خواست مخالفان این جنبش و در مواردی ساخته و پرداخته آنان یا عوامل نفوذی می باشد. به امید روزی که اصحاب حکومت و ارباب قدرت عقل، عدل و انصاف را بیاری بخواهند و موجبات خشنودی اولیای اسلام و مردم ایران را در پرتو به رسمیت شناختن حقوق مردم، فراهم نمایند.

اعلام آمادگی حزب اعتماد ملی برای مناظره تلویزیونی

چهارشنبه, فوریه 3rd, 2010 | اخبار جنبش سبز | بدون نظر

جنبش راه سبز (جرس): حزب اعتماد ملی به برای شرکت در مناظرات تلویزیونی اعلام آمادگی کرد.

رحمت الله بیگدلی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در گفتگو با سحام نیوز اظهار داشت: آقای کروبی بر ضرورت حضور اینجانب در برنامه مناظره «دیروز، امروز، فردا» به‌عنوان عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی تأکید کردند و در نتیجه این‌جانب آمادگی خود را برای حضور در برنامه این هفته بدون هیچ‌گونه قید و شرطی و مناظره با هر شخصی که از جانب حامیان دولت در این برنامه حضور یابند اعلام می‌دارم.

وی با اشاره به دیدار اخیر جمعی از فعالان سیاسی با مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی گفت: با توجه به این‌که بعضا ادعا می‌شود که اصلاح‌طلبان حاضر به حضور در برنامه مناظره «دیروز، امروز، فردا» نیستند، در دیداری که اخیرا با آقای کروبی داشتیم، تصمیم بر این شد که حزب اعتماد ملی به صورت فعال در این مناظره‌ها شرکت کند و آقای کروبی موافقت خود را با حضور این‌جانب در مناظره اعلام کرد.

به گفته بیگدلی، این موضوع با یکی از مدیران صدا و سیما هم در میان گذاشته شد ه و طبق اظهارات این مدیر، این موضوع اوایل هفته گذشته به اطلاع عزت الله ضرغامی هم رسیده است.

گفتنی است برغم استقبال مردم و فعالان سیاسی، شبکه 3 صداوسیما اعلام کرده است که مناظره های تلویزیونی برنامه روبه فردا پس از دهه فجر به موضوعات غیرسیاسی اختصاص می یابد.

تجمع سکوت دانشجویان علم و صنعت در هفتمین روز درگذشت میترا رضایی

چهارشنبه, فوریه 3rd, 2010 | اخبار جنبش سبز | بدون نظر

جنبش راه سبز (جرس): بعد از گذشت هفت روز از حادثۀ دلخراش درگذشت “میترا رضایی” دانشجوی ورودی 88 کارشناسی ارشد دانشکدۀ کامپیوتردانشگاه علم و صنعت که هفتۀ گذشته در صحن دانشگاه در تصادف با یک دستگاه کامیون زیر گرفته شد،جمعی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت با تجمّع در محلّ حادثه و نثار گل در این مکان یاد و خاطرۀ این دانشجوی فقید را گرامی داشتند.

دانشجویان در حالی که روبان های مشکی به دست های خود بسته بودند، با نثار گل در کنار عکس میترا رضایی، یاد و خاطرۀ او را گرامی داشته و اعلام کردند تا زمانی که شخصی از مسئولان دانشگاه جواب آن ها را ندهد به تجمع خود ادامه خواهند داد.

دانشجویان با ابراز نارضایتی بابت عدم مسئولیت پذیری مدیران دانشگاه و شخص “جبل عاملی” رییس دانشگاه ، خواستار پاسخگویی مسئولان دانشگاه نسبت به این حادثۀ دلخراش و عدم تکرار چنین حوادثی در دانشگاه شدند.

براساس گزارش ها، دکتر مزینی، رئیس دانشکدۀ کامپیوتر با حضور در جمع دانشجویان اظهار داشت: مسئولان دانشگاه به جد پیگیر مسائل این دانشجوی مرحوم هستند..

دانشجویان هم اعلام داشتند تا زمانی که جوابی در خور، از سوی مسئولین دانشگاه دریافت نکنند، تا چهلم آن مرحوم، هر دوشنبه ساعت 14:30 (زمان فوت خانم رضایی) در مکان حادثه تجمع خواهند داشت.

لازم به ذکر است خانوادۀ مرحوم “میترا رضایی” نیز با شرکت در این مراسم و سوگواری برای عزیز از دست رفته شان، از دانشجویان دانشگاه و سایر حاضرین که در این مراسم شرکت کرده بودند تشکر کردند.

اعتراضات مردمی در لارستان و حمله نیروهای امنیتی

چهارشنبه, فوریه 3rd, 2010 | اخبار جنبش سبز | بدون نظر

جدایی بخش گراش از لارخشم مردم را برانگیخت

جنبش راه سبز (جرس): روز سه شنبه گزارش های مختلفی از اعتراضات مردمی در منطقه لارستان و شهر لار در استان فارس منتشر شده، که عموم آنها از حمله نیروهای امنیتی و انتظامی به معترضان خبر می دهند.

این اعتراضات درپی شایع شدن جدایی بخشی از شهرستان لار و تبدیل شدن آن به یک شهرستان دیگر رخ داده است . براساس گزارش سایت آفتاب، فاصله میان این دو بخش بسیار کم است و برخی از اهالی لار به شهرستان شدن و جدایی گراش اعتراض داشته‌اند.

سایت ندای سبز آزادی نیز به نقل از وبلاگ “ناخانا” از خشونت «گارد ویژه سپاه»، دستگیری چهار نفر و زخمی شدن یک نفر دیگر خبر داده و نوشته است:مردم لارستان شعارهای ‘مرگ بر این دولت مردم فریب’ و ‘مدعی عدالت، خجالت خجالت’ سر داده اند.

نیروهای امنیتی پیام کوتاه و اینترنت این شهر را قطع کرده اند و مانع هرگونه تصویر برداری از این اعتراضات شده اند. بازار و مغازه های این شهر ۲۰۰ هزار نفری دو روز است که تعطیل است، خیابان های این شهر صحنه آتش و دود شده است.

براساس این گزارش، جدایی بخش “گراش” از لار هدیه دهه فجر احمدی نژاد به مردم این منطقه بوده که مردم را بشدت عصبانی کرده است.

احمدی نژاد: ارسال سوخت ایران به خارج معامله خوبی است!

چهارشنبه, فوریه 3rd, 2010 | اخبار جنبش سبز | بدون نظر

قبل از انقلاب اجازه نمي‌دادند ملت ايران سهيم و شريك در آينده خود باشد!

جنبش راه سبز (جرس): محمود احمدی نژاد، قبل از انقلاب را دوران خفقان سياسي خواند و گفت: در آن زمان خفقان سنگين سياسي بود، چرا كه اجازه نمي‌دادند ملت ايران سهيم و شريك در آينده خود باشد و ملتي كه روزي سرنوشت جهان را تعيين مي‌كرد در اداره داخلي خود دستش بسته و محدود بود و در عرصه جهاني ايران را مقر آمريكا كرده بودند.

به گزارش خبرنگار جرس، احمدی نژاد شب گذشته در حالی این سخنان را در شبکه اول صدا و سیما برزبان آورد که بعد از تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری دهم، اعتراضات مردم ایران نسبت به این تقلب با خشونت شدید حکومت مواجه شده و نوعی خفقان سیاسی در کشور حاکم شده است.

ایران متعلق به همه بشریت!

احمدی نژاد با بیان اینکه در هفته آینده ، خبر دستاوردهای بسیار بزرگی در هوافضا را اعلام می کنیم گفت: مهم سرعت پيشرفت حركت يك ملت است. براي مثال ما الان مثل يك دونده هستيم كه در دوره تمرين وزنه‌هاي سنگيني به پاي خود بسته است. اين موانع مانند همان وزنه‌هاست كه به پاي دونده بسته شده اما زماني كه اين وزنه ها باز شود سرعت بسيار بالا مي‌رود. .

وی افزود: تمام دنيا مي‌دانند ايران حرف اول را مي‌زند و آنها مي‌دانند كه بدون ايران قادر نيستند جهان را اداره كنند و در نطقه مقابل آنها به جايي رسيده اند كه در بن بست كامل قرار دارند و نه جاذبه دارند و نه تدبير و نه نفوذ.

براساس ادعای وی، يك دوره تاريخي شروع شده دوره‌اي كه آنها بايد بروند و ملت ايران بيايد و ايران نه به معناي جغرافيايي بلكه به معناي فرهنگ ايراني، ‌انساني، الهي، عدالت و فرهنگ ايراني فرهنگ عدالت به همگان است.

وی ایران را متعلق به همه بشریت دانسته و اضافه کرد: استقبال از ايران فوق العاده است ولي آنها روي اين موضوع را مي‌پوشاندند و اين كار آنها طبيعي است، چرا كه آنها در حال حاضر مي‌توانند روي آن را بپوشانند اما در آينده نزديك اين كار را نمي‌توانند انجام دهند.

جنس صدور انقلاب

براساس گزارش خبرگزاری نیمه دولتی فارس که متن سخنان احمدی نژاد را منتشر کرده، احمدی نژاد با بیان اینکه 22بهمن امسال اثرگذاري ايران بر جهان را بسيار بالاتر خواهد برد، افزود: 22 بهمن امسال و حضور مردم اعلام مرگ رسمي انديشه سرمايه داري و ضد بشري است و اين اتفاق خواهد افتاد. خنثي شدن توطئه‌ها بعد كوچكي اين حضور مردم است و وجه اثباتي و اثر گذار آن بسيار عظيم است.

وی در پاسخ به این سوال که با وجود اينكه قدرت رسانه‌‌اي چندان قوي‌اي نداريم چگونه صداي انقلاب به گوش مردم دنيا مي‌رسد، جنس صدور انقلاب را جنس نور، فرهنگ و نسيم دانست كه نمي‌توان جلوي آن را گرفت و گفت كه در 22 بهمن به دنيا اعلام مي‌كنيم كه تا آخر هستيم.

ارسال سوخت ایران به خارج بی اشکال است!

وی در بخش دیگری از این مصاحبه تلویزیونی، ارسال سوخت ایران به خارج را حرکتی بی اشکال دانسته و از توافق با گروه 1+5 (اعضای دائم شورای امنیت و آلمان) جهت ارسال اورانیوم غنی شده ایران به خارج و دریافت سوخت مورد نیاز راکتور تحقیقاتی تهران در ازای آن، دفاع کرده است.

آژانس بین المللی اتمی سال گذشته به ایران پیشنهاد کرده بود حدود 75 درصد از 1500 کیلوگرم اورانیوم غنی شده با غلظت پایین خود را برای غنی سازی بیشتر به روسیه بفرستد تا برای تولید سوخت مورد نیاز یک راکتور تحقیقاتی در تهران به میزان 20 درصد غنی سازی شود.

این پیشنهاد بر اساس گفتگوهای نمایندگان جمهوری اسلامی و گروه 5+1 ارائه شده بود.

هرچند جمهوری اسلامی هنوز این طرح را نپذیرفته اما احمدی نژاد در مصاحبه تلویزیونی دیشب از این طرح به عنوان معامله ای خوب یاد کرده و گفت: “بعضی از کشورها واقعا همکاری با ایران را پذیرفته اند” که باعث ناراحتی بعضی ها همچون انگلیس و رژیم صهیونیستی شد.

وی افزود: صهیونیست ها نان این تنش ها را می خورند و با تبدیل شدن تقابل به تعامل بین ایران و کشورهای هسته ای ناراحتی صهیونیست ها را به دنبال داشت و متاسفانه بعضی ها هم ناخودآگاه با این ها همراهی کردند درحالی که تبادل اشکالی ندارد.

این اظهارات احمدی نژاد در حالی صورت می گیرد که نمایندگان جمهوری اسلامی در ابتدا با طرح مذکور در شهر ژنو موافقت کرده بودند اما بعدها از پذیرش این طرح خودداری کردند.

در عین حال احمدی نژاد گفت که اخیرا دوباره پیغام هایی از سوی این کشورها – گروه 5+1 – داده شد که گفتند بیایید بنشینید صحبت کنیم و حتی سوخت شما در ایران بماند و ما سوخت مورد نیاز شما را درست می کنیم و با شما مبادله می کنیم هر چند اگر سوختمان را بدهیم واقعا مشکلی ندارد که بعضی ها بی خودی سر و صدا کردند.

وی افزود: بعضي‌ها در كشورمان گفتند كه سوخت را از ما مي‌گيرند و ديگر به ما سوخت نمي‌دهند ولي بايد ديد اگر سوخت را از ما بگيرند و به ما سوخت ندهند حرف چه كسي در دنيا اثبات مي‌شود و آن وقت معلوم مي‌شود كه حرف آژانس و امضا كنندگان اين قرار داد بي اعتبار است و اين موجب مي‌شود كه كارهايمان را خودمان انجام دهيم.

وي با بيان اينكه براي ما اشكالي ندارد آمريكا، فرانسه يا روسيه براي ما نيروگاه بسازند، گفت: اين موضوع هم به نفع ما ست و هم به نفع آنها. البته اگر نيايند ما چند سال ديگر بالاخره به جايي مي‌رسيم كه خودمان اين كار را انجام مي‌دهيم. بنده مطمئن شدم كه اين كشورها مي‌خواهند اين تقابل را به تعامل تبديل كنند و اين چيز خوبي است و ما از اول با آنها دعوا نداشتيم و آنها دعوا درست كردند در حالي كه ما كار خودمان را داشتيم انجام مي‌داديم.

امکان مبادله سه آمریکایی

احمدی نژاد همچنین در پاسخ به سوالی درباره مبادله سه آمریکایی که چند ماه پیش در مرز ایران بازداشت شده اند ، گفت: اينها برخی از شهروندان كشورمان را از كشورهای ديگر دزديده‌اند و يا به آن دولت فشار آورده اند و بی جهت شهروند ما را دستگير كرده و تحويل آمريكايی‌ها داده‌اند و در آمريكا شهروند ما را محكوم كرده‌اند كه اين خيلی بد است و دست ما و قوه قضائيه را می‌بندد.

وی افزود: “یک گفت و گوهايی می‌شود كه اگر بشود يک مبادله‌ای انجام دهيم ما دوست نداريم كسی در زندان باشد ولی بالاخره اين افراد تجاوز مرزی كرده‌اند و جرمشان آشكار است ولی آن ايرانی‌هایی كه در زندان‌های آمريكا هستند هيچ جرم معلومی ندارند.

در واکنش به این سخنان احمدی نژاد، بی بی سی به نقل از یک سخنگوی کاخ سفید گزارش داد که آمریکا قبلا روشن کرده که مایل است مساله همه شهروندان ناپدید و بازداشت شده آمریکایی در ایران از جمله این سه کوهپیما و همچنین کیان تاجبخش، رضا تقوی و رابرت لوینسون حل شود.

او گفت که اگر اظهارات آقای احمدی نژاد به این معنی باشد که ایران آماده حل این موارد است، آمریکا از این گام استقبال می کند.

او افزود: اما ما وارد هیچ گفت و گویی با ایران درباره چنین تبادلی نشده ایم. همانطور که علنا اشاره کرده ایم، اگر ایران درباره شهروندانش که در آمریکا در بازداشت هستند سوالاتی داشته باشد، ما آماده پاسخگویی به این سوالها هستیم.

مهم // برنامه های دهه سبز انقلاب مردم ایران

چهارشنبه, فوریه 3rd, 2010 | اخبار جنبش سبز | بدون نظر

مهم // برنامه های دهه سبز انقلاب مردم ایران
-غرش بانگ الله اکبر مردم ستمدیده ایران از کوچک و بزرگ به مدت ده شب پیاپی ، از ساعت 10 الی 10:30 شب / از دوشنبه شب 12 بهمن88 الی 22بهمن 88 پنج شنبه شب

2- ساعت 9 صبح دوشنبه 12 بهمن ماه حضور بر سر مزار بیش از یکصد شهید جنبش مردمی سبز در بهشت زهرا و یاد آوری یاد و خاطر آنها

3- تجمع گسترده دانشجویان آزادیخواه در محوطه دانشگاه های دولتی و آزاد در تهران و سایر شهرستان ها به مدت 10 روز پیاپی / هر روز از ساعت 10 صبح – 12 الی 21 بهمن ماه

4- دیوار نویسی و شعار نویسی گسترده بر روی اسکناس های رایج کشور در حمایت از مردم و نفی دیکتاتوری به مدت 10 روز از 12 الی 22 بهمن88 ? هر نفر ایرانی 10 اسکناس در روز به منظور زمینگیر کردن دولت کودتا

5- حضور گسترده در راهپیمایی بزرگ سالگرد پیروزی انقلاب در روز 22 بهمن با نماد ها و شعارهای جنبش سبز ، در مسیر اصلی میدان امام حسین به میدان آزادی از ساعت 9 صبح – مطابق روال سالیان گذشته سخنران مراسم سالگرد انقلاب رئیس جمهور قلابی ا.ن بوده است در صورت ایراد سخنرانی توسط وی ، با بی احترامی به محل تریبون سخنرانی پشت نموده وسرود ای ایران را همگی با هم با صدای بلند سر می دهیم.

6- عصر 22بهمن از ساعت 5 بعداز ظهر الی 10 شب محاصره انسانی ساختمان و محوطه صداوسیما این لانه جاسوسی و کانون تفرقه افکنی و خشونت پروری – واقع در خیابان های جام جم / دراعتراض به 8 ماه دروغپردازی و اغتشاشگر خواندن مردم بی دفاع و توهین به شعور ملت ستمدیده ایران با سر دادن شعارهای کوبنده بر ضد سیاست های رسانه میلی-جناحی کودتاگران بطوریکه در پخش برنامه های آنروز تلویزیون اخلال ایجاد گردد

رعایت نکات ذیل ضروری است:
– در بزرگداشت دهه سبز انقلاب مردم ایران ، در تجمعات و اعتراض ها و راهپیمایی های آینده جنبش سبز ضمن دعوت به خویشتنداری و پرهیز از حرکات احساسی و خشونت گرانه، مواظب ورود افراد نفوذی و مزدود خائن که با هنماهنگی قبلی قصد تحریک جوانان و ایجاد درگیری و آسیب رسانی به اشخاص و تخریب اموال دولتی را دارند باشید و با شناسایی سریع ، آنها را ازبین خود طرد نمائید .
– به منظور جلوگیری از تبلیغات سوء صداوسیما و مطبوعات طرفدار دولت بر ضد جنبش سبز و همچنین بر انگیختن احساسات دینی مردم کشورمان در شهر ها و روستای دور ، خواهش می نمائیم همه دختران و خانم های نجیب ایرانی با پوشش و آرایش متعارف و قانونی در مراسم شرکت نمایند تا گردانندگان صداو سیما و رسانه های حکومتی آنها را متهم به بی دینی و یا معلوم الحالی و افراد شرور ننماید .
– به منظور کاهش خطرات احتمالی سعی نمائید به همراه بزرگترهای خانواده و فرزندان و دوستان خود در مراسم ها ، شرکت نمائید و از پوشش کلاه و نقاب و ماسک استفاده نمائید .

لطفا این پیام را در وبلاگ ها و سایت های خود قرار دهید / جنبش سبز مردم مسلمان ایران

راه دشوار آزادی؛ مروری بر ۸ ماه جنبش مدنی سبز از ۲۲ خرداد تا ۲۲ بهمن

سه‌شنبه, فوریه 2nd, 2010 | اخبار جنبش سبز | بدون نظر

حمید تکاپو

شبکه جنبش راه سبز(جرس): در آستانه هشت ماهگی جنبش سبز و مقاومتی مدنی که جغرافیای زمانی چهار فصل سال ۸۸ را پیمود و جهان را متوجه یکی از بزرگترین جنبش های مدنی و دموکراسی خواهی ساخت و همزمان اصرارِ حکومت بر تداوم سرکوب جنبش مردم ایران و عدم توجه به مطالبات آنها، مرور آنچه در این ۸ ماه (از کودتای ۲۲خرداد تا سالگرد پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن) گذشته ضروری بنظر آورد.

(بخش اول- خرداد)

در مرور رخدادهای چند ماه اخیر، عواملی چون مناظره های انتخاباتی، حمایت نهادهای انتصابی از یک کاندیدای خاص، دخالت فاحش نظامیان در انتخابات و حضور مجدد پدیدۀ لباس شخصی ها، نامه نگاری شخصیت ها به رهبر نظام و واکنش های وی، تقلب فاحش در روند و نتیجه انتخابات، سرکوب خونین مردمی که خواهان حقوق شهروندی و مطالبات مدنی خود بودند، اظهارات و عملکرد حامیان کشوری- لشگری و رسانه ای کودتاچیان، اظهارات و بیانیه های رهبران و حامیان جنبش، مواضع و عملکرد افراد و گروههای مقیم خارج از کشور و همچنین واکنش های جهانی به جنبش سبز مردم ایران، مواردی هستند که بدلیل نقش جدی در تکوین و تکامل جنبش، قابل تامل و بررسی می باشند.

از شامگاه ۲۲خرداد (روز انتخابات ریاست جمهوری) تا کنون، با آنکه روند سرکوب بدون وقفه ادامه داشته و حتی سیر صعودی طی نموده، اما می توان مشاهده کرد که تقریبا در هر ماه یک سرکوب نظامی خونین و شدید در اوج رقم خورده (۳۰ خرداد، ۱۸ تیر، ۱۰ امرداد، ۲۷شهریور، ۱۳ آبان، ۱۶ آذر و عاشورای ۶ دی) و هر ماه تعداد زیادی بازداشت، زخمی، شهید و مفقود برای جنبش به جای ماند؛ که هر کدام از این هزینه ها، مرحله ای از تکامل تاریخی جنبش را رقم زد؛ کما اینکه میرحسین موسوی سه روز قبل از انتخابات خاطرنشان کرده بود “ما سرباز آزادی و اخلاق و عدالتیم.”

در این میان بیانیه های اعتراضی میر حسین موسوی و مهدی کروبی تاثیرات زیادی در روند جنبش گذاشت؛ که می توان بیانیه های مهندس موسوی پبرامون تقلب در انتخابات، مخالفت با دولت محمود احمدی نژاد، اعتراض به عملکرد شورای نگهبان، حمایت از حرکت ها و اعتراضات مردمی، احقاق حقوق مردم معترض، جان باختگان، بازداشت شدگان و آسیب دیدگان اعتراضات پس از انتخابات” اشاره کرد که در روزهای سرنوشت ساز هفته آخر خرداد، ۱۸ تیر، روز قدس، روز دانش آموز، روز بسیج، روز دانشجو، مراسم چهلم شهدای اعتراضات پس از انتخابات، بازگشایی مدارس و دانشگاهها و همچنین حوادث عاشورا را مثال زد.

موضع گیری های موسوی و کروبی بر سر مواضع مردمی ماندن آنها نیز، روال سنتی سالهای اخیر ایران را دچار تغییر جدی کرد: روندی که اگر تقلبی صورت می گرفت، یا سکوت می شد، یا اعتراض‌ به روز قیامت واگذار می گردید(هاشمی در انتخابات ۸۴) و یا نامه‌ای تند به رهبری نوشته و از دخالت آقازاده یا آقا انتقاد می شد (کروبی در همان انتخابات).

انتقام گیری ها شخصی در پربیننده‌ترین برنامه‌های تاریخ تلویزیون ایران

پیش از برگزاری انتخابات، صدا و سیمای جمهوری اسلامی دست به ریسکی بزرگ زد و چهار کاندیدای تایید صلاحیت شده برای انتخابات ریاست جمهوری را به پای میز مناظره کشاند. مناظره هایی که به استناد آمار منتشره، پربیننده‌ترین برنامه‌ در تاریخ تلویزیون ایران بود و گزارش محرمانۀ اداره آموزش معاونت سیاسی صدا و سیما خاطرنشان کرده بود “پخش مناظره های انتخاباتی، اعتماد از دست رفتۀ مردم به صدا و سیما را بازگردانده و تعداد مخاطبان آنرا به ۴۰ میلیون نفر رسانده است.” رسانه های خبری نیز تعداد پیامک‌های ارسالی در ایام پخش مناظره‌های تلویزیونی را روزانه نود میلیون ثبت کردند.

در اولین* مناظرۀ جنجالی که در ۱۳ خرداد ماه برگزار شد، محمود احمدی نژاد روبروی مهندس میرحسین موسوی قرار گرفت و با رویکردی انتقام جوبانه و غیرحرفه ای، برخی از شخصیت های غایب را به “تلاش برای تضعیف” دولت خود متهم نمود و اهانتی بی ربط نیز به سه کاندیدای دیگر و همچنین همسر مهندس موسوی روا داشت. موسوی نیز، احمدی نژاد را به “خیالبافی” و “قانون گریزی” متهم نمود. یک روز بعد دفتر آقای هاشمی رفسنجانی از صدا وسیما خواست تا فرصتی برای پاسخگویی به اتهامات وارده از سوی احمدی نژاد در اختیار وی و اعضای خانواده اش قرار گیرد، که البته این فرصت هرگز داده نشد.

مناظره های بعدی نیز در کش و قوس همین موارد برگزار شد و احمدی نژاد برای دفاع از خود در برابر انتقادات کارشناسی، حمله به دیگران و فرار رو به جلو را پیشه ساخت.

آخرین مناظره را نیز در تاریخ ۱۸ خرداد احمدی نژاد و محسن رضایی برگزار کردند.

همان روز (۱۸ خرداد) طولانی ترین زنجیره انسانی (۲۵ کیلومتر) در طولانی ترین خیابان ایران و خاورمیانه (ولی عصر) توسط حامیان مهندس موسوی شکل گرفت.

یک روز بعد یعنی در ۱۹ خرداد، نامۀ هاشمی رفسنجانی به رهبری منتشر شد که ضمن انتقاد از اتهامات وارده از سوی محمود احمدی نژاد به او و خانواده اش، به رهبر جمهوری اسلامی هشداری تند داد که در صورت عدم مداخله، “میراث انقلاب در آتش خواهد سوخت.”

همان روز روسای کمیتۀ صیانت از آرای ستادهای موسوی و کروبی، طی نامه ای مشترک به احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، از زمزمه های احتمال تخلفات گسترده در انتخابات ابراز نگرانی کردند.

به فاصله یک روز، مهندس موسوی در۲۰ خرداد نامه ای به علی خامنه ای نوشت و نسبت به جانبداری ناظران (شورای نگهبان) و احتمال دخالت نظامیان (سپاه) در انتخابات هشدار داده و تصریح کرد “بعضی از اعضای شورای نگهبان و ناظران آن شورا، با جانبداری علنی از رئیس کنونی دولت، از بیطرفی خارج شده اند.”

در حالیکه هاشمی رفسنجانی از عزت الله ضرغامی، رئیس منصوب رهبری در صدا و سیما خواستار زمانی کوتاه برای پاسخگوئی به اتهامات وارده از سوی احمدی نژاد شده بود، اما این احمدی نژاد بود که از رسانه ملّی وقت اضافه ای یکطرفه جایزه گرفت تا در آخرین روز مبارزه تبلیغاتی نیز، از این رسانه استفاده ای غیرقانونی کند.

یک روز قبل از انتخابات، دستگاههای امنیتی دولت محمود احمدی نژاد، با قطع سیستم پیامک (sms) کلیه اپراتورهای تلفن همراه کشور و هشدارهای امنیتی، به استقبال انتخابات رفتند.

ما تقلب و کودتا می کنیم، پس هستیم

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد با آرائی تقریبا ۴۰ میلیونی و مشاركت بیش از ۸۵ درصد، بیسابقه ترین انتخابات تاریخ ایران (از حیث تعداد شرکت کننده) نام گرفت.

بنا به تمام شواهدی که دالّ بر پیروزی مهندس موسوی (با رای بیش از ۲۱ میلیون) بود و همچنین سخنان مطبوعاتی ایشان در ساعتی پس از انتخابات که خاطرنشان ساخت “بنده برنده قطعی انتخابات با آرای زیادی هستم و وظیفه ماست که از آرای مردم صیانت کنیم و راه برگشتی وجود ندارد»، مردم در اطراف ستاد مرکزی ایشان جمع شدند تا بر اساس گزارشهای ارسالی نمایندگان ستاد از مراکز انتخاباتی، جشن پیروزی برگزار کنند. این امر با واکنش ناگهانی نیروهای انتظامی و استقرار آنها در محل و نهایتا جلوگیری از جشن روبرو شد.

به فاصله یک ساعت بعد، ابتدائا خبرگزاری فارس و سپس رسانه های حامی دولت، ناگهان خبری روی خروجی های خود گذاشتند و اعلام کردند “شمارش نهائی آرا نشان از پیروزی قاطع محمود احمدی نژاد با اختلاف بسیار زیاد می دهد.”

در اواسط روز انتخابات (ساعت حدود پنج و نیم بعد از ظهر)، تعدادی از لباس شخصی ها به ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در قیطریه تهران یورش برده، تلویزیون اینترنتی آن ستاد را قطع کرده، کامپیوترها را شکسته و با استفاده از گاز اشک آور، شوکر و باتوم برقی، به حاضران حمله کردند.

ظهر روز انتخابات سردار پاسدار احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی کشور اعلام کرده بود تجمع هواداران نامزدهای ریاست جمهوری در تمام کشور از این به بعد غیرقانونی است و همزمان با وی، سرهنگ محسن خانچرلی معاون عملیات فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز خاطرنشان کرد “رزماییش اقتدار که تا پایان شمارش آرا در تهران بزرگ ادامه خواهد یافت از ساعت ۱۷ در میادین و معابر مهم پایتخت آغاز شده است”.

در غروب روز انتخابات، فاز کلاسیک کودتا نیز کلید خورد و آرایشی نظامی با حضور یگانهای ویژه پاسداران و نیروهای لباس شخصی در محل های مختلف و تقاطع های اصلی تهران برقرار شد تا کنترل اوضاع را در دست گیرند.

قطع سرویس پیامک نیز به اختلال در شبکه تلفنی و اینترنت کشور کشید.

در اولین حرکت سرکوبگرانه، تجمع پراکندۀ طرفداران مهندس موسوی در اطراف وزارت کشور با خشونت شدیدی سرکوب گردید.

شنبۀ 23 خرداد: آغاز سیطره نظامیان در کشور

ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۲۳ خرداد، با پلمب ستادهای انتخاباتی کروبی و موسوی، دستگیری و ربایش صدها تن از فعالان سیاسی –مطبوعاتی کشور، فیلترینگ بسیاری از سایتهای ارتباط جمعی، ارسال پارازیت بر روی شبکه‌های خبری ماهواره‌ای آغاز شد.

پس از اعلام رسمی نتایج اولیه در بامداد شنبه و اعلام پیروزی احمدی‌نژاد “با فاصلهٔ زیاد نسبت به میرحسین موسوی و سایر نامزدها”، کروبی و موسوی با استناد به شواهد کمیتهٔ صیانت از آرا و مستندات دیگر، اعتراض خود را اعلام کردند.

موسوی در واکنش به اعلام نتایج، طی نامه‌ای خطاب به ملت ایران، شیوهٔ برگزاری و شمارش آرا را “بهت آور” و “شعبده‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات و صداوسیما” نامید و با اعلام اینکه “تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد”، خاطرنشان کرد “مردم به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده‌است.” همزمان کروبی در نامه ای مشابه، نتایج را “مضحک و شگفت” خوانده و خاطرنشان کرد “وضعیت موجود در بیان و بیانیه نمی‌آید و باید فکری دیگری کرد.”

مهندس موسوی ظهر شنبه طی نامه ای به مراجع شیعه از آنها خواست تا در مقابل “تقلب در آرای مردم” سکوت نکنند، و خاطرنشان کرد “از آنجا که “تمامی راهها برای احقاق حقوق مردم بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت.”

موسوی صبح همان روز اعلام کرده بود که در مورد نتایج انتخابات، کنفرانسی مطبوعاتی در محل روزنامه اطلاعات برگزار خواهد کرد که نیروهای امنیتی مانع از برگزاری این کنفرانس شدند.

همزمان آقای خامنه ای در واکنش به این اعتراض‌ها با انتشار پیامی، نتایج شمارش آرا را تأیید و اعلام کرد که “محمود احمدی‌نژاد با ۲۴ میلیون رأی پیروز انتخابات است.”

بلافاصله دولت با عدم تمدید ویزای خبرنگاران خارجی از آنان خواست که سریعا ایران را ترک کنند.

با وجود اینکه بخش های نظامی- انتظامی و شبه نظامی، از روز انتخابات هشدارهایی در مورد برخورد با هرگونه اعتراضی داده بودند، اما از ظهر شنبه تظاهراتی در خیابان‌ها و میادین اصلی تهران و مشهد به راه افتاد که اولین تظاهرات در اعتراضات بعد از انتخابات، از مقابل ساختمان وزارت کشور در خیابان فاطمی شروع شد و سپس خیابانهای شهر را درنوردید و اولین شعار معترضان “مرگ بر دیکتاتور” و “رای ما رو پس بده” گزارش شد.

گزارش خبرگزاری ها از ضرب و شتم شدید مردم و بازداشت صدها تن از معترضان حکایت داشت.

همزمان با اعتراضات داخل کشور، ایرانیان معترض به نتایج انتخابات در شهرهای لندن، کلن، برلین، پاریس، نیویورک، سیدنی، واشنگتن، لوس انجلس، ادمونتون، ونکوور، مونترال و تورنتو دست به تجمعات اعتراضی زدند.

روز دوم و پروژۀ جنجالی”خس و خاشاک”

یکشنبه ۲۴ خرداد و دومین روز اعتراضات، احمدی‌نژاد جشن پیروزی‌ خود را در میدان ولیعصر به راه انداخت و در سخنرانی خود با اهانت به معترضان و مخالفین خود، آنها را “خس و خاشاک” نامید.

همزمان در نقاط مرکزی تهران حملات نیروهای یگان ویژه پاسداران به مردم معترض ادامه داشت و ماموران با شلیک تیر هوائی و گاز اشک آور به آنها حمله کردند که اوج این حملات در اطراف دانشگاه تهران و میدان ونک گزارش شد.

در شهرهای دیگر نظیر بابل، مشهد، زاهدان، اصفهان، کرج، اهواز، کرمانشاه و شیراز نیز اعتراضاتی گسترده انجام شد که یگان ویژه پاسداران و لباس شخصی ها در حمله به مردم متوسل به خشونت شدیدی شدند.

ظهر یکشنبه مهدی کروبی با صدور بیانیه ای تاکید کرد “به هیچ وجه از موضع خود کنار نخواهم کشید و احمدی‌نژاد را به عنوان رئیس جمهور ایران به رسمیت نمی‌شناسم.” وی همچنین از شورای نگهبان خواست که انتخابات را باطل و “در راستای خواست به حق ملت و اکثریت مردم، بار دیگر انتخابات را تجدید نمایند.” ایشان همچنین افزود “اگر شورای نگهبان درخواست ابطال انتخابات را نادیده بگیرد و این شورا و دولت بر نتایج فعلی تاکید داشته باشند، تصمیم های جدیدی خواهم گرفت که در اطلاعیه های بعد به اطلاع مردم خواهد رسید.” کروبی از نیروهای انتظامی و امنیتی نیز تقاضا نمود “حقوق شهروندی منتقدان و معترضان را رعایت کنند”، زیرا “شکرانه بیرون آوردن احمدی نژاد از صندوق های رای، ضرب و شتم مردم، دستگیری و تهدید امنیتی فعالان سیاسی و اجتماعی و ایجاد جو امنیتی در کشور نیست.”

همزمان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نتایج انتخابات را “کودتایی نرم علیه مردمسالاری” اعلام نمود.

مهندس موسوی طی نامه ای به شورای نگهبان خاطرنشان کرد که “پیرو ده‌ها مكاتبه ستاد انتخاباتی اینجانب با آن شورا دایر بر تخلفات صریح انتخاباتی عوامل اجرایی وزارت كشور و نیز یكی از نامزدها كه قطعاً در نتیجه انتخابات مؤثر بوده، عدم صحت انتخابات محرز است و رسیدگی و ابطال آن درخواست می‌گردد. مهندس موسوی هشت مورد از موارد تخلف را مستندا به اطلاع شورای نگهبان رساند.

موسوی همچنین از مردم درخواست کرد “به صورت مسالمت آمیز و با رعایت اصل عدم برخورد”، به مخالفت خود نسبت به نتایج انتخابات ادامه دهند. ایشان به اطلاع مردم رسانید که “درخواست مجوز برگزاری یک راهپیمایی را به مسئولان داده است تا یک راهپیمایی بزرگ در تمامی شهرهای کشور برگزار شود تا از آن طریق مردم فرصتی برای نمایش مخالفت خود با شیوه برگزاری انتخابات و نتایج آن پیدا کنند.”

درخواستی که هرگز از سوی مسئولان پاسخ داده نشد…

موسوی از نیروی انتظامی نیز خواهش کرد “از برخورد خشن با حرکت های خودجوش مردم خودداری کرده، اجازه ندهد اعتماد مردم نسبت به این نهاد ارزشمند (پلیس) خدشه دار شود.”

محسن کدیور در نخستین اظهار نظرش پس از انتخابات با انتشار مقاله “در سوگ مشروعیت برباد رفته ” در تاریخ 24 خرداد نوشت: “با مهندسی ناشیانه نتیجه انتخابات 22 خرداد 88 تیر خلاص به پیکر نیمه جان جمهوری اسلامی شلیک شد و آخرین بازمانده مشروعیت جمهوری اسلامی – که همانا صداقت و امانتداری نسبی انتخاباتش بود- درپای مصلحت نظام اسلامی قربانی شد.”

از همان شب (یکشنبه) طنین فریادهای اعتراض آمیز “الله اکبر” از بام خانه ها در سراسر ایران طنین انداز شد .

از اتفاقات هولناک دیگر در روز یکشنبه، حملات یگان ویژه پاسداران و لباس شخصی ها به تجمع اعتراض آمیز دانشجویان در دانشگاه صنعتی اصفهان و کوی دانشگاه تهران و سپس حمله به خوابگاه دانشجویان و تیراندازی و ضرب و شتم و دستگیری تعداد زیادی از دانشجویان بود. اتفاق رخ داده، یکی از خونین ترین حملات به کوی دانشگاه طی سالهای اخیر ذکر شد.

همزمان با تظاهرات در ایران، ایرانیان خارج از کشور نیز به تجمعات اعتراضی خود در فرانسه، انگلیس و کانادا تداوم بخشیدند.

دوشنبه ای بزرگ در تاریخ

روز دوشنبه ۲۵ خرداد و در سومین روز بعد از کودتا، معترضان به تظاهراتی میلیونی از میدان فردوسی تا میدان آزادی تهران –بصورت ساکت- دست زدند که صاحب نظران آنرا بزرگترین راهپیمایی ضد دولتی پس از انقلاب ۱۳۵۷ اعلام کردند. در راهپیمائی اعتراضی فوق الذکر، مهندس موسوی و محمد خاتمی نیز شرکت و در آن سخنرانی کردند. این راهپیمایی با درگیری‌ مقابل یکی از پایگاههای بسیج در میدان آزادی که از داخل آن به طرف مردم آتش گشوده شده بود، به خشونت گرایید که در جریان آن دهها تن شهید و مجروح شدند.

همزمان در طرف دیگر تهران و در مقابل سفارت های بریتانیا و فرانسه نیز، جمعی از لباس شخصی هایی که رسانه‌های کودتا آنان را دانشجو می نامیدند، دست به تجمع زده و ادعا کردند فرانسه و انگلیس در اعتراضات ایران دخالت دارند.”

در دانشگاه تهران و در واکنش به حملات خونین شامگاه یکشنبه به کوی نیز، تجمعی از دانشجویان و اساتید شکل گرفت و همزمان اساتید دانشگاه صنعتی شریف در اعتراض به حمله‌های وحشیانه پاسداران و انصار حزب الله به دانشگاهها و خوابگاهها، دست به تحصن زدند. دانشگاه همدان، بابل، مشهد، اصفهان و شیراز هم صحنه اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات و همچنین حملات به دانشجویان بود. در ارومیه نیز تظاهراتی گسترده توسط مردم صورت گرفت که با حملات نیروهای انتظامی، چندین نفر زخمی و بازداشت شدند.

در همین روز (دوشنبه)، در حالیکه ایران صحنه اعتراضات خونین بود، محمود احمدی نژاد برای شرکت در مراسم افتتاحیه «نشست سازمان همکاری شانگهای»، به مسکو سفر کرد تا با رئیس جمهور آن کشور دیدار و گفتگو کند. عکس های وی و مدودوف، در اعتراضات آیندۀ جنبش به دولت روسیه بی تاثیر نبود.

عصر دوشنبه وزارت ارشاد دولت احمدی نژاد، طی نامه‌ای به رسانه‌های خارجی مستقر در ایران، اخطار کرد از این پس از هرگونه پوشش اعتراضات مردمی خودداری نمایند.”

ادامه اعتراضات و واکنش ها در هفتۀ اول

یک روز پس از تظاهرات میلیونی ۲۵ خرداد، بسیاری از مردم خواستار تکرار آن برای روز سه‌شنبه در میدان ولی‌عصر تهران شدند و همزمان تعدادی از حامیان احمدی نژاد قصد داشتند با تجمع در همان محل، “تشنج های اخیر را محکوم کنند.”

ستاد مهندس موسوی ضمن انتشار اطلاعیه‌ای با تاکید بر اینکه موسوی در راهپیمایی خیابان ولیعصر حضور نخواهد داشت از مردم خواست “در دام درگیری‌های طراحی شده” قرار نگیرند.

بدنبال انتشار این بیانیه، بسیاری از مردمی که به سمت میدان ولیعصر حرکت می‌کردند، به طرف صداوسیما حرکت کردند و با اینکه این تجمع آرام گزارش شده بود، اما در چندین نقطه نیروهای انتظامی برای متفرق کردن مردم از گاز اشک‌آور و باتوم استفاده کردند. در تجمع مقابل صدا و سیما، فائزه هاشمی رفسنجانی حضور یافت و برای تظاهرکنندگان سخن گفت.

صدا وسیمای جمهوری اسلامی ساعتها و بطور یکطرفه تجمع حامبان احمدی نژاد در میدان ولی عصر را مورد پوشش قرار داد و رسانه های کودتا نیز آنها را صدها هزار نفر خواندند.

همان روز لباس شخصی در حالیکه مجهز با باتوم، شوکر و گاز بودند، به شهرک سبحان واقع در بلوار کاوه تهران حمله ور شده و پس از ورود به منازل مردم به ضرب و شتم وحشیانه و آسیب رساندن به اموال آنان پرداختند. (پرونده این مجمتع هنوز مورد رسیدگی قرار نگرفته است.)

موج بازداشت گسترده مردم و فعالین سیاسی- دانشجوئی و مدنی نیز کماکان ادامه داشت.

روز سه شنبه تظاهرات و درگیری ها در شهرستانهایی چون مشهد، تبریز، ارومیه، خرم آباد، زاهدان، انزلی و شیراز نیز ادامه داشت و در واکنش به سرکوب دانشجویان دانشگاه شیراز، رییس آن دانشگاه از سمت خود استعفا کرد.

همزمان استاد محمدرضا شجریان طی نامه‌ای سرگشاده به ریاست صدا وسیما، از وی خواست تا از پخش آثار او خودداری کند. استاد شجریان در همین زمینه خاطرنشان کرد “در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده‌اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود.”

صداوسیمای جمهوری اسلامی در آستانه انتخابات از ترانه های با مضمون ملی برای مقاصد خود استفاده می‌کرد.

همان روز (سه شنبه) مرحوم آیت الله العظمی منتظری که نزدیکان ایشان اعلام کرده بودند وی پس از سالها “برای اولین بار در انتخابات شرکت کرده و رای داده‌است”، با انتشار بیانیه‌ای، از “تقلب در انتخابات” سخن به میان آورد و خاطرنشان نمود “در چنين امر‏ ‏مهمى كه حفظ حقوق عامه مردم است و در آن نمى توان به اصالت برائت‏ ‏تمسك كرد. بلكه بايستى از طريق معتبر و مرضى الطرفين و بى طرف ،‏ ‏امانتدارى حاكميت و دست اندركاران آن احراز گردد. در چنين شرايطى‏ ‏انتظار آن است كه حاكميت پاسخى مقبول و معقول بدهد و با روشهاى‏ ‏صحيح ، بدبينى و شك و شبهه مردم را برطرف نمايد”. معظم له درباره حوادث بعد از انتخابات متذکر شد: “در جلوی چشم جهانیان و در حضور دوربین‌های‏ ‏خبرنگاران داخلی و خارجی به جان فرزندان این مردم و این مملکت افتاده‏ ‏و با شدت و خشونت کامل با زنان و مردان بی‌دفاع و دانشجویان عزیز‏ ‏برخورد کرده و آنها را سرکوب و مضروب و دستگیر نمودند و اینک به دنبال‏ ‏تسویه حساب‌های سیاسی، با فعالان و اندیشمندان و روشنفکران برآمده و‏ ‏عده کثیری را ‏بی‌جهت دستگیر و بازداشت می‎کنند.”

رسانه های خبری، همچنین شامگاه سه شنبه از تجمع پزشکان و پرستاران در بیمارستان رسول اکرم تهران در اعتراض به کشتار و زخمی کردن معترضین راهپیمایی ۲۵ خرداد، خبر دادند. از دلایل اعتراض آنها یکی این بود که مأموران لباس شخصی آنان را مجبور کرده بودند در پرونده فوت کسانی که با شلیک گلوله کشته شده‌اند، باید قید شود “زیر تیغ جراحی فوت شده‌اند” و دیگر اینکه بسیاری از مجروحان از آنجا به بیمارستان سپاه منتقل شده بودند.

همان شب در بسیاری از رسانه ها و سایتها، تصاویر و فیلمهای حمله ماموران به مردم و تخریب اموال آنها توسط نیروهای ضد شورش و لباس شخصی ها متتشر شد.

در ساعات پایانی سه شنبه، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات از وزارت کشور مجوزی جهت برگزاری یک راهپیمایی مسالمت آمیز برای روز چهارشنبه درخواست کرد. تظاهراتی که قرار بود روز چهارشنبه ۲۷ خرداد از میدان انقلاب به سوی میدان آزادی برگزار شود؛ ولی بدلیل عدم صدور مجوز لازم، مردم قرار حضور خود را به میدان هفت تیر منتقل کردند.

چهارشنبه ۲۷ خرداد، صدها هزار نفر با در دست داشتن نمادهای سبز و پلاکاردهایی با مضمون اعتراض به نتایج انتخابات، در میدان هفت تیر و خیابان‌های اطراف به راهپیمایی پرداختند. کروبی نیز به این راهپیمایی پیوست و مقابل دفتر روزنامه اعتماد ملی دقایقی با مردم صحبت کرد.

مهندس موسوی در اواسط روز بیانیه ای (شماره ۳) در محکومیت “سرکوب وسیع” و بازداشت های اخیر صادر نمود و خاطرنشان کرد ” هشدار می دهم که گسترش این رویه ها تنها بر زشتی چهره مخالفان ملت و انگیزه مردم برای توسعه اعتراضات می افزاید.”

چهارشنبه ۲۷ خرداد محسن رضایی طی نامه‌ای به وزیر کشور کودتا، ازاینکه ۵ روز از شمارش آرا گذشته و کماکان نتایج صندوق‌ها اعلام نشده، ابراز نگرانی کرد و تذکر داد “در صورتیکه تا پایان وقت اداری ۲۷ خرداد این آمار اعلام نشود، ناگزیر است از شورای نگهبان درخواستی غیر از بازشماری آرا کند. وزارت کشور در پاسخ به رضائی، احتمال بازشماری کامل آرا را بعید دانست و درخواست وی را رد کرد.

مهندس موسوی و محمد خاتمی در نامه‌ای مشترک به محمود شاهرودی رئیس وقت قوه قضائیه، خواستار توقف برخورد خشن با دستگیر شدگان و آزادی سریع آنان شدند و خاطرنشان نمودند “طبق گزارش‌های متقن، برخوردهای خشونت آمیز با اجتماعات و مردم عادی و نیز حمله به مجتمع‌های مسکونی و منازل مردم به جرم اینکه اعتراض خود را با ذکر الله اکبر نشان می‌دهند و ضرب و جرح زنان و مردان که با هیچ یک از معیارهای نظام سازگار نیست، صورت گرفته است که نتیجه‌ای جز بدبینی جامعه به نظام نخواهد داشت. علاوه بر این، تهاجم به دانشگاهها و خوابگاهها و ضرب و شتم و دستگیری جوانان مزید برعلت شده ‌است. ”

از رخدادهای چهارشنبه، حضور تعدادی از بازیکنان تیم ملی فوتبال ابران با مچ‌بند سبز در بازی ایران- کرهٔ جنوبی بود که مورد استقبال جنبش قرار گرفت. نایب رئیس فدراسیون فوتبال ایران بلافاصله اعلام کرد “این دستبندها نشان ارادت بازیکنان تیم ملی به حضرت ابوالفضل است.”

بیانیه گروهی از سینماگران در پشتیبانی از اعتراضات مردم و جنبش نیز،از رخدادهای ۲۷ خرداد بود که عزت‌الله انتظامی، سیروس الوند، بیژن امکانیان، پگاه آهنگرانی، داریوش مهرجویی، فاطمه معتمد آریا و لیلا حاتمی از جمله امضاکنندگان آن بودند و از مراجع مذهبی و قانونی کشور خواسته بودند ” نقش پناه مردم را در این شرایط خطیر ایفا کنند و برای اعاده حقوق از دست رفته ملت اقدام کنند. همزمان گروهی از هنرمندان ایرانی خارج از کشور (از جمله کاوه یغمایی، بهروز وثوقی، ابراهیم نبوی، محسن نامجو، محسن مخملباف) با انتشار نامه‌ای اعلام کردند “دولت کودتا را به رسمیت نمی‌شناسیم” و از مردم جهان خواستند تا از جنبش سبز حمایت کرده و “اجازه ندهند دولت‌هابشان حکومت کودتا را به رسمیت بشناسند.”

تعدادی از دانشگاههای کشور نیز، در واکنش به سرکوب های اخیر، امتحانات خود را لغو کردند.

مهندس موسوی شامگاه چهارشنبه نیز، بیانیه ای دیگر (شماره ۴) صادر کرد و از مردم درخواست کرد “برای همدردی با خانواده‌های شهدا و مصدومان وقایع اخیر”، روز پنجشنبه با حمل نمادهای سوگواری، در مساجد اجتماع کنند.” ایشان خواستار “تداوم اعتراض مسالمت آمیز” شد و خاطرنشان نمود” ما در پی اعتراض آرام به روند ناسالم برگزاری انتخابات و تحقق هدف ابطال انتخابات هستیم .”

چهارشنبه ۲۷ خرداد خبری منتشر شد مبنی بر اینکه مجمع روحانیون مبارز در نامه‌ای به فرمانداری تهران، خواستار مجوزی برای برگزاری راهپیمایی در روز شنبه مورخ ۳۰ خرداد شده است. مجمع روحانیون این راهپیمایی را در راستای “پیگیری مطالبات قانونی مردم و تداوم اعتراض مدنی آنان” عنوان کرد.

کروبی نیز مردم را به برگزاری راهپیمایی در ساعت ۱۰ روز جمعه با لباس مشکی از میدان هفت تیر تا محل برگزاری نماز جمعه دعوت کرده بود. (که روز پنجشنبه آنرا لغو کرد.)

چهارشنبه شب روزنامۀ کلمۀ سبز توقیف و برخی سایت‌های حامی مهندس موسوی مشمول فیلترینگ شدند و چند روزنامۀ اصلاح طلب و حتی غیر اصلاح طلب نیز، به دلیل انعکاس رویدادهای اعتراضی اجازه انتشار نیافتند. طبق گزارش ها، نماینده وزارت ارشاد و دادستانی مانع از انتشار این روزنامه‌ها شدند و جالب اینکه در روزنامه اعتماد ملی با سانسور بیانیه دبیر کل حزب اعتماد ملی چاپ شد. آن شب یاهو مسنجر به همراه بسیاری دیگر از برنامه‌های ارتباطی تحت وب در ایران از کار افتادند.

شامگاه چهارشنبه برای اولین بار شعار “یا حسین میر حسین”، همراه با طنین های “الله اکبر”، از فراز بامها سر داده شد.

در جلسۀ بامداد پنجشنبه ۲۸ خرداد ماهِ مجلس شورای اسلامی، قرائت گزارشی مبنی بر اعلام ماهیت واقعی لباس شخصی‌ها، مورد اعتراض و هتاکی های نمایندگان حامی دولت (روح الله حسینیان، حمید رسایی و مهدی کوچک‌زاده) واقع شد و آنها از قرائت گزارش پشت پرده ماجراهای حمله به کوی دانشگاه، مجتمع مسکونی نمایندگان و مردم تهران در صحن علنی مجلس ممانعت به عمل آوردند .

همان روز چهارمین راهپیمایی گسترده و آرام معترضین از میدان امام خمینی (توپخانه ) و خیابان فردوسی به سمت میدان انقلاب صورت گرفت که صدها هزار ایرانی سبز و مشکی پوش در ادامه اعتراض خود به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری و برای بزرگداشت کشته شدگان درگیری‌های اخیر به میدان امام خمینی آمدند که میرحسین موسوی و زهرا رهنورد نیز در آن شرکت کردند.

عصر همان روز سخنگوی شورای نگهبان اعلام نمود که نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری برای حضور در جلسه آتی شورای نگهبان دعوت می‌شوند که مهندس موسوی و کروبی بدلیل عملکرد شورای نگهبان، به آن جلسه نرفتند. موسوی در همین راستا، نامه ای سرگشاده‌ به شورای نگهبان نوشت به موارد دیگری از تخلفات صورت گرفته پیرامون پلمب صندوق‌ها قبل از رای‌گیری، حضور ناظران كاندیداها، داستان صندوق‌های سیار، تعرفه‌های رای، محدود كردن زمان رای گیری، انتقال صندوق‌ها به فرمانداری، شیوه آرایش سبد آرا و همچنین بخشی از تخلفات پیش از رای گیری اشاره کرد.

نماز جمعه ای که وحدت بخش نبود

در نماز جمعه ۲۹ خرداد، آقای خامنه ای با انتقاد تند از وقایع پیش آمده و اعتراض‌های صورت گرفته به نتایج انتخابات و بدون اشاره به صورت مسئله، خاطرنشان کرد “مسئولیت خون‌ها و خشونت‌ها و هرج و مرج‌ها بر عهده کسانی است که از تظاهرات‌ و اعتراضات پشتیبانی می‌کنند.” وی همچنین بر این نکته تاکید کرد که خط فکری وی به “احمدی‌نژاد نزدیکتر است تا هاشمی رفسنجانی.”

همان روز (جمعه) کروبی به شورای نگهبان نامه‌ای نوشت و خواستار ابطال انتخابات شد و همزمان دو تشکل مجمع روحانیون مبارز و حزب اعتماد ملی مردم را به برگزاری تظاهراتی آرام در روز شنبه ۳۰ خرداد از میدان انقلاب به میدان آزادی کردند .

در همین روز ایرانیان مقیم خارج کشور به نشانه همراهی با درخواست ابطال مسالمت آمیز انتخابات اخیر ملت ایران و در اعتراض به سرکوب جنبش سبز ایران در خیابان مقابل ساختمان دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک نماز جمعه به امامت محسن کدیور برگزار کردند. کدیور اظهار داشت: “وقتی مردم در امانت داری مجریان و ناظران انتخابات تردید می کند، وظیفه شرعی حکومت است که اعتماد سازی کند و مشروعیت از کف رفته را جبران کند. این مشروعیت و اعتماد با ارعاب و تهدید و بخشنامه بدست نمی آید. این «صحت انتخابات» است که باید از سوی حاکمیت اثبات شود نه تقلب در انتخابات از سوی معترضان.”

سی خردادی خونین

بامداد شنبه ۳۰ خرداد، مجمع روحانیون طی بیانیه ای اعلام کرد “با کمال تاسف مراجع ذیربط از صدور مجوز برای تظاهرات خودداری نمودند؛لذا برنامه‌ای جهت راهپیمایی امروز نخواهیم داشت”.

با اینحال از بامداد ۳۰ خرداد، تهران چهره ای نظامی و امنیتی تر به خود گرفت. هزاران تن از معترضان به نتایج انتخابات، در خیابانهای مختلف تهران به تظاهرات پرداختند و همزمان نیروهای یگان ویژه پاسداران و لباس شخصی ها، با آرایشی نظامی نقاط اصلی شهر را تحت کنترل شدید درآوردند و از اواسط روز حمله به مردم را آغاز کردند. حجم و گستردگی درگیری های روز ۳۰ خرداد ۸۸، از شدیدترین و خونین ترین روزهای هشت ماه اخیر محسوب می شود.

بر اثر ضرب و شتم و تیراندازی مستقیم ماموران به مردم، دهها تن شهید و زخمی شدند؛ شاهدان عینی و منابع خبری نیز از انباشت مجروحین در بیمارستان های مرکز شهر خبر دادند.

در بعد از ظهر همان روز ندا آقاسلطان، دانشجوی ۲۶ ساله فلسفه، در اول خیابان کارگر شمالی توسط یکی از لباس شخصی ها مورد اصابت گلوله قرار گرفت و جان باخت و فیلمی کوتاه که از‌ شهادت وی توسط موبایل گرفته شده بود، دنیا را تکان داد.

غروب شنبۀ خونین، ۵۷ حقوقدان ایرانی با صدور بیانیه‌ای خواستار پایان دادن به خشونت بر علیه مردم شدند.

رسانه‌های وابسته به حکومت نیز، از یک بمب‌گذاری نافرجام در داخل آرامگاه رهبر فقید انقلاب خبر داده و اعلام کردند “در این حادثه فرد بمب‌گذار کشته شد و دو نفر نیز زخمی شدند.”

شامگاه سی خرداد، میرحسین موسوی در بیانیه‌ای جدید (شماره ۵) خطاب به ملت ایران، اجتماعات آنها را مطابق با اصل ۲۷ قانون اساسی مشروع دانست و از صدا و سیما و نیروهای مسلح خواست “مردم را از این کار منع نکنند بلکه از آنها حمایت کنند.”

بدلیل گستردگی حجم سرکوب در تهران و شهرستانهای دیگر، تعداد دقیق شهدا، مجروحین، بازداشت شدگان و ربوده شدگان ۳۰ خرداد ۸۸، هرگز مشخص نشد.

همان روز فائزه هاشمی رفسنجانی و چهار تن از اقوام خود، در خیابان آزادی تهران دستگیر شد .

واکنش های جهانی و رسانه ای به اتفاقات ایران کماکان رو به افزایش بوده و همزمان اعتراضات حامیان جنبش در شهرهای مختلف جهان کماکان ادامه داشت.

همان شب باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا از دولت ایران خواست “کلیه اقدامات ناعادلانه و خشونت بار علیه مردم خود را متوقف کند.” وی خاطرنشان کرد “دولت ایران باید بفهمد که جهان در حال نظاره است. ما برای هر شخص بیگناهی که جان می بازد سوگوار خواهیم بود.”

آخرین روز ماهِ همیشه پر التهاب ایران

یکشنبه ۳۱ خرداد یک روز خونین و پر از تلفات جانی پشت سر گذاشته شده بود و وضعیت نظامی و امنیتی تهران و چند شهر بزرگ کماکان پابرجا بود، مردم در چندین خیابان اصلی تهران علیه نتایج انتخابات دست به تجمع زدند که شدیدا مورد حمله و دستگیری قرار گرفتند.

همان روز مهندس موسوی، بیانیه شماره شش خود را صادر کرد و شهادت معترضین به نتایج انتخابات را “سوگ آمیز” اعلام کرد و همزمان محمد خاتمی نیز طی بیانیه‌ای تاکید نمود “اعتراضِ مسالمت آمیز حق مردم است.”

دستگاههای حکومت کودتا همزمان فشار بر مطبوعات را افزایش دادند و خبرنگار بی‌بی‌سی نیز از ایران اخراج شد.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی و رسانه های حامی کودتا رسما اعلام کردند که “کشتار روز شنبه توسط اوباش صورت گرفته و دولت و ماموران دولتی در این زمینه هیچ نقشی نداشته اند.”

در همین روز به همت دانشگاهیان ایرانی مقیم آمریکا سمیناری با شرکت محسن کدیور، حمید دباشی و فاطمه حقیقت جو در دفاع از جنبش سبز مردم ایران در دانشگاه کلمبیا تشکیل شد. در این سمینار خطاب به مسئولان نظام گفته شد: “مردم شرعا و قانونا حق اعتراض مسالمت آمیز و راهپیمائی عاری از خشونت دارند، و شما و نیروهای تحت امرتان اعم از انیفورم دار و بی انیفورم موظف به تأمین امنیت و نظم و شنیدن صدای اعتراضشان هستید. شما شرعا و قانونا حافظ جان مردم هستند. یک گلوله به خطا به این معترضان قانونی مسالمت آمیز شلیک شود وزیر کشور شما، قوه قضائیه شما و شخص شخیص شما مسئول است.”

بدین ترتیب جنبش وارد تیرماه شد…

ادامه دارد

*اولین مناظره تلویزیونی در تاریخ ۱۲ خرداد میان مهدی کروبی و محسن رضایی برگزار شده بود.

**رسانه ها و شواهد نشان می دهد که این سه تن حسین منیف اشمر و ابو ناصر و نواف نصار نام دارند که در تصرف دفتر قیطریه و موارد مختلف سرکوبِ جنبش سبز، حضور جدی و فعال داشته اند.

مهم//میرحسین موسوی : انقلاب تمام نشده هنوز استبداد وجود دارد

دوشنبه, فوریه 1st, 2010 | اخبار جنبش سبز | 1 نظر

میرحسین موسوی : انقلاب تمام نشده هنوز استبداد وجود دارد
غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد

شبکه جنبش راه سبز (جرس): میرحسین موسوی می گوید:بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری وبرای تمدید قوا جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. او همچنین هشدار داد: غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد
میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به ۱۰ سوال سایت کلمه در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.

موسوی در این گفتگو که در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:

در آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟

در مقدمه لازم میدانم سی و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.

بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال ۵۷ همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نیروی هوایی در۱۹ بهمن ۱۳۵۷ به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.

می توان گفت فروپاشی رژیم شاهنشاهی اجتناب ناپذیر بود؟

رژیم مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خیابانی در تسریع این روند نقش عظیم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهریور تعیین کننده بود. اگر کمی دورتر برویم می توان به قطع و یقین گفت که اگر پهلوی ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی از کشورها ادامه پید اکند. در این زمینه از همان اول به حکومت پهلوی ها تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهید مدرس تا پای جان در این زمینه مقاومت کردند. ولی همه این مقاومت ها و تذکرات بی فایده بود و به فاصله کمی از انقلاب مشروطیت نظام استبدادی این بار در شکل شبه تجدد گرایانه باز تولید شد. استمرار نسبتا طولانی پهلوی ها در حکومت نشان می دهد که در انقلاب مشروطیت ریشه های استبداد خود کامگی بطور کامل از بین نرفت و این ریشه ها در قالب های فرهنگی،‌اجتماعی و ساختهای اجتماعی به حیات خود ادامه دادند. بنده یادم هست که رژیم شاه در آن سالها از یک عکس برای تبلیغات بسیار استفاده می کرد و آن عکس یک رعیتی بود که به زمین افتاده بود و کفشهای شاه را می بوسید. این عکس از نظر آنها نشان پیوند شاه و ملت بود و عاقلان البته در این عکس چیزهای دیگری می دیدند.

عواملی که باعث بازتولید رژیم های استبدادی در ایران می شد آیا با انقلاب اسلامی از بین رفته است؟

در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بیرحمانه مردم در خیابانها که به صورت مسالمت آمیز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ریشه های استبداد و دیکتاتوری باقیمانده از نظام شاهنشاهی است.

مردم دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگیری ها و اعدام ها با اغراض سیاسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانین رایج صورت می گیرد. آنها از رژیم شاهنشاهی نفرت دارند و در عین حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاییه دستمریزاد بگوید. برای او مهم نیست که شایعات گسترده ای برا ی اعتراف گیری های غیر قانونی وجود دارد و برای او مهم نیست که این افراد ربطی به جریانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن است. او از قدرت تکوینی اثربخشی خون بیگناهان غافل است و نمی داند سیل خون شهیدان، رژیم شاه را از بین برد. مردم اعتقاد به استقلال و آزادی و جمهور اسلامی را از انقلاب دارند.

همان طور که مقاومت دلیرانه ملت و رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ناشی از همین تغییرات بنیادینی بود که انقلاب اسلامی در روحیه مردم پدید آورده بود. بیاد داشته باشیم که از جنگهای روس با ایران تا آخر دوران شاه در مراحل مختلف بخشهایی از خاک کشورمان در جنگها و بحران ها و بازی های سیاسی توسط همین شاهان از دست رفته بود و دفاع جانانه هشت ساله دفاع مقدس این مدار خطرناک و خار کننده را در هم شکست. اکنون هم در صفوف سبز مردم و مرعوب نشدن آنها و پایداریشان بر سر حقوق خودشان ادامه همان مقاومت دفاع مقدس و همان روحیه آزاد منشانه قوام آمده در سال ۵۷ را می بینیم. از سوی دیگر امروز وقتی دیده می شود که دروغ از سوی دولت و صدا و سیما و روزنامه های وابسته، سکه رایج است؛ وقتی ملت ما می بیند که عملا این نیروهای امنیتی و نظامی هستند که بر پرونده های قوه قضاییه حکم می رانند و در حقیقت این قوه قضاییه است که ضابط نیروهای امنیتی شده است، به این نتیجه می رسیم که ما در اول انقلاب زیاد خوش بین شده بودیم.

بنده امروز به شهادت رسیدن مردانی چون بهشتی و مطهری و دیگر شهدای انقلاب اسلامی را ناشی از ادامه ریشه ها ی استبداد شاهی می دانم که هنوز بطور کامل از کشور ما ریشه کن نشده بود. به همین دلیل بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری وبرای تمدید قوا جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. امروز مردم برای نیل به عدالت و آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و باید بدانیم که ملت ما در این راه صدها هزار شهید داده است.

انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی عظیم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دین، بدترین نوع استبداد است و به عکس آگاهی و ایستادگی بر سر میراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سیاه به آینده ای روشن عبور می دهد و باقیمانده تفاله های خود کامگی را از بین می برد و زمینه را برای زیستن در فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی اندیشه ها و کرامت ذاتی انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است. سزاوار بود که قوه قضاییه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شایعات جدی در مورد نحوه اعتراف گیری از آنها وجود دارد، به این ریشه ها توجه می کرد.

گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از قوه قضاییه قطع امید کرده ایم و قوه قضاییه ای که فرزند فرهیخته،‌ آزادیخواه و مومن شهید بهشتی و آزایخواهان دیگر امثال او را زیر عکس پدرش در راهروهای دادسراها می نشاند،‌ خیلی از اهداف تعریف شده انقلاب دور شده است.

امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجویان و اساتید و دیگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هایی مالی یا جنسی یا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شریف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اینجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم. این روز ها شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانیان سیاسی ابراز کرده باشم. ایران نام و فداکاری همه این عزیزان را حفظ خواهد کرد.

آیا از ظهور و بروز روحیه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانید مثال بیاورید؟

نفوذ این روحیه و باقی مانده آثار رژیم مستبد تاریخی را در همه جا در کنار روحیه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان دید. ولی شاید برترین نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی ارکان نظام مشاهده می کنیم. الان به طور واضحی دیده می شود که زور مجلس در مواردی که جزء وظایف آن است به دولت نمی رسد. این فقط گفته مخالفان دولت نیست. اصول گرایان منصف و آگاه از این مسئله می نالند. عدم پاسخ گویی در موارد اعلام شده دیوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شیوه های هزینه کردن آن، بی اعتنایی به برنامه چهارم و ویران کردن دستگاه برنامه ریزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسیار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است. جای دوری نرویم. چند روز پیش بعضی از رسانه ها نقل کردند که وزیری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گیرند و چرا کم می گیرند. شما شبیه این گفته ها را از مسئولان دیگر و همچنین از نیروهای امنیتی می توانید بشنوید.

همچنین در حالی که در مجلس به دلیل جنایات بی سابقه در کهریزک گزارش داده شده است. یکی از مسئولین می گوید مسئله کهریزک بی خود بزرگ شده است. نمونه بارز دیگر این روزها نحوه ارتباط قوه قضاییه با باصطلاح ضابطین خودش است. باید دید قاضی ها فرمان می دهند و تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟ به نظر من یکی از مظاهر بارز ادامه روحیه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه قضاییه و مجلس می توان مشاهده کرد. آیا امروز قوه قضاییه و قوه مقننه می توانند از همه اختیاراتی که قانون اساسی برای آنها تعیین کرده است، استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پیدا می کند یکی دیگر از این نشانه ها است. شما شیوه رای گیری مجالس اول انقلاب را با الان مقایسه کنید تا ببینید ما به جلو حرکت کرده ایم یا به گذشته؟

از مطالبات همیشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سیاسی بازتاب داشته است عدالت اجتماعی، بویژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی دیده شده است که آزادی و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. میتوان گرایش خاصی را در جنبش سبز تشخیص داد….

مردم در مشروطیت عدالت می خواستند و از دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاریخ اندیشه بشری نشان می دهد خواست عدالت همیشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و اندیشمندان عدالت را جمع همه فضیلت ها و یا مادر همه فضیلت های دیگر دانسته اند. من گمان نمی کنم که ما مجبور باشیم میان عدالت و آزادی یکی از آنها را انتخاب کنیم. بطور عینی و ملموس شما توجه کنید که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بیکاری، دارند درخواست آزادی را محدود می کنند.

درست در همین نقطه است که طمع سیطره و مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پیدا می کند. در کوچکتر شدن سفره مردم است که توزیع سیب زمینی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته های مردم مورد توجه قرار می گیرد. بررسی وضعیت موجود کشور نشان می دهد که امروز گره خوردن خواست برای عدالت بویژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سیاسی یک ضرورت است.

در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نیروهای انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعیف یک اصل بود و متصف بودن به همنشینی باکارگران و حقوق بگیران و اقشار مستضعف یک افتخار بحساب می آمد. به نظر بنده از نکاتی که همه ما باید به ان توجه کنیم حمایت از منافع اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از این اقشار به صورت ابزاری استفاده شود بلکه با این قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بویژه دو قشری که تولید اقتصادی و تولید علمی دارند یعنی کارگران و معلمان ودانشگاهیان گره بخورد. بنده به دلیل آنکه مشکلات حاد سیاسی باعث شده است مشکلات اقشار پایین دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گیرد، ناراحت هستم. وقتی معیشت مردم سامان پیدا می کند، هم ریشه های آزادی در جامعه عمیق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفایی مردم بیشتر می شود.

امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بیکاری و ویرانی اقتصاد کشور هستند، مسئول تعطیلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقیبان در منطقه هستند، با تزریق مسکّن ها و سیاست های بی سر و ته ولی عوام فریبانه سعی می کننداز این وضعیت استفاده کنند. کافی است ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل ۴۴ چه بلایی به سر مملکت آورده اند. سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آینده مایه نگرانی جدی است.

مخصوصا با ندانم کاری هایی که منجر به افزایش خطر تحریم ها شده است. به هر حال باید گفت که اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغییراند باید بیشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از آن، امروز به دلیل سرنوشت ساز بودن تصمیمات و سیاست های اقتصادی همه باید به اخبار و تحلیل های اقتصادی حساسیت نشان بدهند. این روزها حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی درمقایسه با اخبار سیاسی بسیار اندک است و در این زمینه اطلاع رسانی کمی صورت می گیرد.

عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بینند. آیا به نظر شما این راه حل واقعی مسائل ماست؟

انشاالله همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری. راه حل های گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولین آنها عدم توانایی صاحبان چنین خواسته ای برای جلب نظر اکثریت ملت ماست. بدون جلب نظر این اکثریت و حتی باید بگویم، بدون ایجاد یک اجماع نباید منتظر یک تحول اساسی و معنا دار باشیم. برای همین بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند. اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر هستید یک خواست خوب و اساسی است.

ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است. دلیل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با این راه حل، ما به پرتاب در تاریکی دعوت می شویم. اگر ما این ریسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهیم به قطعات ریز ریز بی خاصیت تبدیل خواهیم شد. طبیعی است که دنبال آن رویگردانی عامه مردم از این آشفتگی و حرکت در تاریکی را شاهد باشیم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختیار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوء‌ظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار منادیان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کینه خود را به مردم و انقلاب به نمایش می گذارند. کسانی که تئوریسین های شاهی را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا یادشان رفته است که مردم حافظه بسیار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود میتواند انتظار مقبولیت را داشته باشد و نه بیشتر.

شعارهایی امروز مفید است که یا بصورت مشخص به تبیین اهداف جنبش کمک کند و یا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات میانه جلب کند.همه باید بدانند که ۲۲ بهمن و انقلاب اسلامی را اکثریت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهید می دانند و تاریخ و منش ملت ما با زنجیره ای از این شهدا در شهر و روستا به دیروز انقلاب متصل اند.

هفت ماه برنامه کانال های کشورهای دیگر که متأسفانه به دلیل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سیما اهمیت پیدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی این اثرات ضعیف تر از آن هستند که مردم از منافع ملی خود و خواسته های دینی و تاریخی شان دست بردارن، همچنانکه نباید همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعیت های جامعه مورد بهره برداری قرار گیرند. به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال ۵۷ شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.

آیا صرف تکیه بر قانون اساسی راه را برای آینده نمی بندد؟

بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نیست و همانطور که سال ۶۸ یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما باید به طرف سازو کارهایی حرکت کنیم که امکان نقض و تخطی از قانون هزینه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.

به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،‌اجرا نشدن و یا کمتر توجه کردن به بخشهایی از قانون اساسی را هم باید نوعی نقض قانون اساسی بحساب بیاوریم. برای همین، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک خواست راهبردی است از طرف دیگر هم به همین دلیل باید به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوییم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بویژه فصل سوم آن مورد بی اعتنایی قرار گیرد بطور قهری بدیل های دیگری برای نظام ظهور خواهد کرد. همه باید بدانیم، عدم رعایت حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنین به رسمیت نشناختن حاکمیت مردم بر سرنوشت خود به ابطال این میثاق ارزشمند ملی خواهد انجامید. به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبدیل به یک رویه عادی کرده اند، خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه نظام می زنند. آن کسانی که رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سیما را در انحصار خواسته های خود قرار داده اند، به سستی پایه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.

در بیانیه شماره ۱۷ اشاره به نهرهایی داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغیانی بشوند می توانند جریان آنرا بتدریج آرام و روشن گردانند. یکی از آن نهرهای روشن می تواند این باشد که رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگردیم.

به عنوان سوال آخر در مورد راهپیمایی ها و تجمعات نظرتان را بیان بفرمایید

راهپیمایی و تجمعات مسالمت آمیز، حق مردم است، زنان و مردان و جوانان و میانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در اصل هیچ کینه ای نسبت به نیروهای انتظامی و بسیج ندارند چرا که آنها را نیز از خود می دانند. درگیری موقعی پیش می آید که این نیروها در مقابل حرکت آرام مردم قرار می گیرند از هزاران عکس و فیلم های کوتاه مردمی که درعاشورا و یا روزها ی دیگر گرفته شده می توان فیلم مستندی ساخت تا معلوم شود که درگیری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ایجاد شده است. به هر حال انچه توصیه بنده به نیروهای انتظامی و بسیج است، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصیه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد ،کم کنند. این نهضت از میان مردم برآمده و متعلق به مردم است. همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند. اما هدف نهایی خودمان را درهیچ مرحله ای نباید از یاد ببریم و آن ساختن ایرانی پیشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. این هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه اندیشه ها و سلیقه ها امکان پذیر است. جا دارد بگویم، وقتی می گوییم ایران باید همه ایرانیان داخل و خارج علاقمند به اعتلای این سرزمین و فرهنگ دیرینه و باورهای دینی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بیاوریم و انشاالله حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت. این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.

آیا شما نماینده و سخن گویی در خارج دارید؟

در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و راه سبز هیچ نماینده و سخن گویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در این فضا مطرح می کنم.

گاهی در سایتها و فیس بوک و نظایر آن از شما نقل قولهایی می شود. تا چه اندازه این مطالب مورد تأیید شماست؟

مطالب بنده با امضاء و در سایتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهایی که اشاره کردید از جمله عوارض اجتناب ناپذیر فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.

سبزها حتما بخوانند؛ استراتژی حکومت کودتا در آستانه 22 بهمن سبز

دوشنبه, فوریه 1st, 2010 | اخبار جنبش سبز | 3 نظر

سرویس سیاسی جرس

22 بهمن هم برای اقتدارگرایان و هم برای جنبش سبز یک روز سرنوشت ساز به شمار می رود. برای درک اهمیت این روز خوبست اندکی به عقب برگردیم و به نقشه راه کودتاچیان توجه کنیم و استراتژی سبزها را به کمک هم ترسیم کنیم.

ادامه سناریوی عاشورا وراهپیمائی فرمایشی 9 دی

به خشونت کشاندن حرکت اعتراضی مردم در روز عاشورا توطئه ای سازمان یافته از سوی اقتدار گرایان بود. و حاکمیت اقتدارگرا در اجرای این سناریو موفق شد و بهره تبلیغاتی لازم را نیز از آن برد و ضمن توجیه اعمال خشونت و سرکوب در سطح تبلیغاتی و سیاسی با به راه انداختن تظاهرات حکومتی 9 دیماه توانست خود را از موضع انفعال خارج ساخته و تا حدودی وضعیت به هم ریخته خود را سامان دهد.

اقتدار گرایان با تبلیغات گسترده و سنگین خود در باره روز عاشورا برای مدتی کوتاه توانستند حداقل درسطح حاکمیت انسجام ایجاد کرده و جناح معتدل خود را به همراهی با خود و یا حداقل ناگزیر به سکوت کنند.

اقتدارگرایان می کوشند تظاهرات 9 دی را به آغاز پایان جنبش سبز تبدیل کنند. آنان روز 22 بهمن را پایان حرکتی می دانند که از روز 9 دی آغاز کرده اند. آنان چنین ارزیابی می کنند که اگر بتوانند در 22بهمن از حضور گسترده و عظیم سبز ها در راهپیمایی جلوگیری کنند، به پشتوانه قدرت وامکانات تبلیغاتی که در اختیار دارند، خواهند توانست راهپیمایی مردمی این روز را به یک رفراندم ملی به نفع خود تبدیل کرده و این روز را به پایان جریانی که از 22 خرداد آغاز شد یعنی پایان عمر جنبش سبز تبدیل کنند و به همگان ثابت نمایند جنبش سبز نه یک جنبش بلکه یک حرکت کور و ماهیتاً ضد انقلابی بود که با برخورد قاطع سرکوب شد.

خواب رفراندم ملی و بستن تومار جنبش سبزرا در سر دارند

آنان در صورت توفیق در این سناریو چنان که گفتیم 22 بهمن را به یک رفراندم ملی در تأیید خود تبدیل کرده و به پشتوانه آن تمام خشونت ها ،سرکوب ها و دستگیری ها و کشتارها و ضرب و شتم های گذشته را به عنوان موضعی قاطع، انقلابی، ضروری واجتناب ناپذیر در برابر توطئه خطرناک مشروع جلوه داده و این موفقیت عملی را نشانه صحت و حقانیت و ضرورت تمام خشونت ها و سرکوب های هشت ماه اخیر تبلیغ خواهند کرد. آنان امیدوارند که با برگزاری این به اصطلاح رفراندم ملی بخش وسیعی از بدنه اجتماعی جنبش سبز را منفعل و سرخورده کرده از میدان خارج کنند. از این رو بلافاصله بعد از این رفراندم به اصطلاح ملی سران و فعالان اصلاح طلب و جنبش سبز را دستگیر و محاکمه کرده و سرکوب و خشونت را علیه گروه های پراکنده معترضان باقیمانده صد چندان خواهند کرد و هر صدای اعتراضی را بلافاصله در نطفه خفه خواهند کرد. آنان به این ترتیب امیدوارند پرونده جنبش سبز را به عنوان یک حرکت اجتماعی و مدنی گسترده و فراگیر ببندند و آن را به حرکتی محدود، غیر علنی، که برای تحقق اهداف خود به روش های خشونت طلبانه پناه برده، تبدیل کنند.

پادزهر مهندسی کودتاچیان: حضور سنگین و مقتدرانه سبزها در تظاهرات 22 بهمن

تنها مشکل و نگرانی اقتدارگرایان در اجرای این سناریو حضور قدرتمند و گسترده سبز ها در روز 22 بهمن است. از این رو از هم اکنون با ارعاب و ایجاد وحشت می کوشند بدنه اجتماعی جنبش سبز را از حضور در راهپیمایی این روز منصرف سازند. صدور شتابزده احکام اعدام علیه برخی افراد به عنوان آشوب گران روز عاشورا، تهدید به برخورد و سرکوب شدید در روز 22 بهمن که این روزها به ویژه در اظهارات برخی سرداران سپاه شنیده می شود و تبلیغات گسترده و رعب انگیز صدا و سیما و تهدیدها و خط و نشان کشیدن در نماز جمعه به خصوص صحبت های اخیر جنتی در نماز جمعه که قوه قضائیه را به ریختن خون بیشتر تشویق کرد و … همگی از نگرانی و وحشت شدید اقتدار گرایان از حضور سبز ملت در روز 22 بهمن حکایت دارد.

سیطره جناح افراطی اقتدار گرایان بر حاکمیت را با حضور سبزتان در 22 بهمن درهم بشکنید

اما این همه تنها دلیل حضور سبز ها در 22 بهمن نیست. دلایل ایجابی مهمی وجود دارد که حضور گسترده سبزها را در راهپیمایی 22 بهمن ضرورت می بخشد. از جمله این که بخش افراطی حاکمیت اقتدارگرا طی هشت ماه اخیر همواره در برابر این واقعیت که کشور با یک بحران اجتماعی عمیق مواجه است، مقاومت کرده و در برابر هشدارهای بخش معتدل هنوز حاضر نشده جنبش سبز را به رسمیت بشناسد.

شواهد و قرائنی وجود دارد که تا قبل از روز عاشورا به خصوص تشییع جنازه با شکوه آیة الله العظمی منتظری در قم کانون اصلی قدرت را به این صرافت انداخته بود که ظاهراً چاره این جز پذیرفتن “بحران” و تن دادن به خواسته های ملت و در نتیجه مذاکره با رهبران جنبش سبز وجود ندارد، اما موفقیت اقتدارگرایان در اجرای سناریوی خشونت در روز عاشورا و تظاهرات حکومتی روز 9 دی و خارج شدن موقت اقتدار گرایان از بحران موجب تغییر نظر کانون مذکور شد. آنان امیدوارند اگر 22 بهمن را به سلامت پشت سر بگذارند دیگر از کابوس جنبش سبز رهایی یابند. بنابراین حضور گسترده سبزها در 22 بهمن می تواند بن بست کنونی بر سر راه جنبش را شکسته و اقتدارگرایان حاکم را ناگزیر از اعتراف به بحران و به رسمیت شناختن جنبش کند.

اقتدارگرایان با اجرای سناریوی روز عاشورا توانستند خشونت را عملاً به جنبش سبز تحمیل کنند. ادامه این روند می تواند به تقویت عنصر خشونت در جنبش سبز انجامیده و این جنبش را از یک جنبش گسترده مدنی به حرکتی محدود و خشونت طلب در برابر خشونت طلبی حاکمیت تبدیل کند. حضور گسترده و مسالمت آمیز در روز 22 بهمن می تواند توطئه تحمیل خشونت به جنبش را خنثی کند.

حضور گسترده سبز ها در روز 22 بهمن قطعاً موجب تقویت موضع جناح معتدل حاکمیت و تضعیف هرچه بیشتر بخش های افراطی در حاکمیت خواهد شد که در حال حاضر قدرت را در دست دارند. به این ترتیب با تضعیف افراطیون، روش های خشونت و سرکوب رنگ خواهند باخت و زمینه برای جایگزینی روش ها و رویکردهای عقلانی تر فراهم خواهد شد.

با حضور میلیونی سبزها در 22 بهمن، جنبش بیمه می شود

حتی اگر دستیابی به اهداف اصلی جنبش یعنی آزادی انتخابات و آزادی مطبوعات و تأمین حقوق شهروندی و آزادی احزاب سیاسی و … به این زودی ممکن نباشد. حضور قدرتمند چشمگیر سبز ها در 22 بهمن به همگان ثابت خواهد کرد که جنبش سبز از چنان عمق و ریشه ای برخوردار است که با ارعاب و دستگیری های گسترده و به گلوله بستن معترضان و تبلیغات سهمگین رسانه ای و … نابود شدنی نیست. بنابراین باید آن را به رسمیت شناخت. این یعنی تضمین حضور جنبش سبز به عنوان یک اپوزیسیون اجتماعی سیاسی قدرتمند و تعیین کننده در عرصه سیاسی آینده کشور.

با توجه به آن چه که گفته شد حضور قدرتمند و میلیونی سبزها در راهپیمایی 22 بهمن به معنای تضمین موجودیت و بقای جنبش سبز به عنوان یک جنبش اجتماعی گسترده در ایران خواهد بود.

امکان ضعیف سرکوب و برخورد خشن در تظاهرات 22 بهمن

اقتدارگرایان در 22 بهمن امکان سرکوب و برخورد خشن را ندارند. 22 بهمن مانند روز 16 آذر و یا روز عاشورا نیست. 22 بهمن سالگرد انقلاب اسلامی است. چشم همه جهانیان متوجه این است که در این روز چه اتفاقی خواهد افتاد. مطابق معمول همه ساله حاکمیت اقتدارگرا ناگزیر از پذیرش خبرنگاران رسانه های جهانی است. 22 بهمن از این نظر با روز قدس قابل مقایسه است. روز قدس نیز اقتدار گرایان قادر به سرکوب و ضرب وشتم مردم نبودند زیرا در این صورت به جهانیان نشان می دادند فرقی با اسرائیلی ها که فلسطینی ها را سرکوب می کنند ندارند. سرکوب مردم در روز سالگرد مردمی ترین انقلاب جهان نشانه ورشکستگی کامل اقتدارگرایان و پایانی بر انقلاب اسلامی ایران خواهد بود. حاکمیتی که خود را مدعی و مدافع انقلاب می داند قطعاً نمی تواند چنین هزینه ای را بپذیرد. بنابراین تهدید و ارعاب و تبلیغات اقتدارگرایان مبنی بر برخورد قاطع با هرگونه حرکتی در روز 22 بهمن ناشی از ترس و نگرانی است و ماهیتی کاملاً واکنشی دارد. رسانه ها و رهبران جنبش سبز باید به مردم اطمینان خاطر بدهند که روز 22 بهمن هیچ خطری آن ها را تهدید نمی کند وهیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد. از هم اکنون اقتدارگرایان به نحوی سازمان یافته شایعاتی را در میان مردم دامن می زنند. از جمله این که هزاران اسلحه برای روز 22 بهمن تهیه شده و در این روز قرار است جواب سرکوب با اسلحه داده شود و یا این که قرار است بسیج را از سراسر کشور جمع کرده در 22 بهمن برای سرکوب به تهران بیاورند. هدف از این شایعات یک چیز بیشتر نیست و آن منصرف کردن بدنه مردمی جنبش سبز از حضور در راهپیمایی 22 بهمن است.

حضور هوشمندانه و مبتکرانه سبزها در تظاهرات تاریخی 22 بهمن

با توجه به این عملیات روانی و جنگ روانی که اقتدارگرایان علیه حضور مردم در 22 بهمن به راه انداخته اند اصلاح طلبان و رسانه های جنبش سبز علاوه بر تبلیغات گسترده و اطمینان خاطر دادن به مردم باید طراحی حضور مردم در راهپیمایی را به گونه ای سامان دهند که مردم به عدم به آشوب کشیده شدن راهپیمایی یقین پیدا کنند. به عنوان مثال سبزها می توانند در این راهپیمایی و به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی بر شعار های راستین و مطالبات اصیل ملت ایران در انقلاب تأکید داشته باشند. در میان شعارهای دوران انقلاب اسلامی ایران شعارهای بسیاری می توان یافت که با خواسته های کنونی ملت ایران سازگاری کامل دارد. بسیاری از مطالبات و خواسته های ملت در انقلاب اسلامی که تا کنون محقق نشده می تواند شعار امروز ما باشد تنها به عنوان یک نمونه شعار “جمهوری اسلامی آری، حکومت خودکامان هرگز” که شعار مشهور دوران انقلاب بود .ضمن این که بیانگر خواست عمیق ملت ماست هیچ تحریک آمیز نیز نمی تواند باشد. حتی اگر احتمال داده شود که دادن شعار نهایتاً موجب می شود اوضاع از کنترل خارج شده و شعارهای تحریک آمیز داده شود می توان تدبیری دیگر اندیشید شاید بهترین شکل برای حضور سبزها در 22 بهمن حضوری سبز و ساکت مانند 25 خرداد و 29 خرداد باشد. سبزها می توانند با نماد های سبز و با سکوت کامل و پلاکاردهایی که برروی آن شعارها و مطالبات مدنی خود را نوشته اند حضور یابند.

مهم حضور چشمگیر سبز است نه شعار و صدا

دراین روز، فریاد و صدا مهم نیست. مهم حضور اعتراضی عظیم و قدرت نمایی میلیونی سبزها و سبز کردن راهپیمایی 22 بهمن، تضمین بقای جنبش مدنی سبز ملت ایران و وادار کردن اقتدارگرایان به اعتراف به بحران و به رسمیت شناختن جنبش سبز اعتراضی ملت ایران است.

در نهایت هر تصمیمی برای نحوه این حضور باید با توجه به صلاح دید و نظر رهبران جنبش سبز یعنی موسوی و خاتمی و کروبی باشد

متا

جستجو